حضرت علّامهء والد روحىفداه مىفرمودند : منبر حرمت و احترام بسيارى دارد و جايگاه إنذار و تبشير و بيان معارف شريعت است . لذا شخصى كه بر فراز آن قرار مىگيرد بايد با كمال وقار و آرامش و طمأنينه باشد و از تكاندادن زياد و بىجهت دست اجتناب كند . مراقب آراستگى ظاهر خود باشد و عبا از دوش او نيفتد . حتّىالمقدور در طول منبر دو زانو بنشيند و پاى خود را از پلهء منبر آويزان نكند .
حضرت والد معظّم با وجود اين كه منبرهاى طولانى مىرفتند ، همواره با حالت تواضع و أدب و دو زانو روى منبر مىنشستند .
منبرى بايد أدب كلام را رعايت كرده و آثار وقار و متانت در گفتارش واضح و آشكار باشد ؛ از استعمال تعابير سبك اجتناب ورزد ، أسماء مبارك أهلبيت عليهم السّلام را با كمال أدب و همراه با ألقاب و كلمات تعظيم كه بر جلالت قدر و عظمت آنان دلالت دارد بر زبان جارى كند و در حقّ ايشان ضمائر را به صورت جمع به كار ببرد ؛ مثلًا نگويد : على چنين گفت ، على چنين كرد ، بلكه بگويد : حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام فرمودند ، تشريف بردند و أمثال اين تعابير را به كار گيرد .
سوّم : عمل به گفتار است ، همانطور كه حضرت امام صادق عليهالسّلام مىفرمايند :
إنَّ الْعَالِمَ إذا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ كَما يَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفا . « 1 »
« اگر عالم به علم خود عمل نكند ، پند و موعظهء وى از دلها فرو ريزد ، چنان كه باران از سنگهاى صاف و محكم فرو مىريزد . »
منبرى خود بايد أهل عمل باشد تا كلام او در مخاطبين أثر كند ، زيرا بين عمل واعظ به وعظ خود و تأثير گذارى كلامش ، نسبتى مستقيم برقراراست .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، كتاب فضلالعلم ، باب استعمالالعلم ، ص 44 ، ح 3 .