بنابراين به هر مقدار كه به گفتار خود عامل باشد به همان ميزان تأثير خواهد گذاشت ؛ مثلا اگر سفارش به نماز شب مىكند خود او نيز بايد أهل نماز شب باشد و سحرگاهان پهلوى خود را براى عبادت و خلوت و انس با حضرت پروردگار از بستر تهى كند .
هر كو نكاشت مهر و ز خوبى گلى نچيد * در رهگذار باد نگهبان لاله بود « 1 »
چهارم : منبر بايد جامع و مفيد باشد ؛ يعنى آنچنان از علوم و معارف حقّه غنى باشد كه مستمعين از عمرشان بهره ببرند . اگر پاى منبر هزار نفر نشستهاند ، انسان بايد حساب اين هزار ساعت از عمر مستمعين را بكند و حقّ آنها را أدا نمايد ؛ بنابراين منبرى بايد در انتخاب مطلب از خود ذوق و سليقه نشان داده و معارف إلهيّهء ناگفته را كه در نوع نگرش مردم به عالم طبع و ماوراى آن تأثير دارد و بر أساس آن ، حركت و سير خود بسوى حضرت معبود را تنظيم مىكنند ، با علم و هنر بيان خود ، تبيين نموده و أذهان آنها را رشد دهد .
بنابراين در منبر بايد معارف حقيقيّه ، فضائل و مناقب أهلبيت عليهم السّلام ، مسائل شرعى كه مردم در عبادات و معاملات خود بدان نيازمند هستند و نيز مواعظ و اندرزهاى اخلاقى بيان شود .
مىفرمودند : موعظه و اندرز بايد تكرار شود ؛
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ .
« 2 » و من چقدر دوست دارم كه افراد بالاى منبر بروند و موعظه كنند و من گوش دهم .
نبايد به بهانهء تكرارىبودن مطالب أخلاقى آنها را رها نمود . دل و جان
هامش
( 1 ) . ديوانحافظ ، غزل 249 ، ص 110 .
( 2 ) . آيه 55 ، از سورهء 51 : الذّاريات .