راحتى مىشود از قلم مبارك خود إنشاء نمايند ، از كتب گذشتگان و با عبارات ايشان نقل مىنمودند و بواسطهء نقل مطالب آنها و ارجاع به آن كتب ، ياد بسيارى از علماى سابق را در خاطرهها زنده كرده و ارزش علمى و معنوى آنان را به جامعهء اسلام و معاهد علمى شناساندند و صاحبان آنان را در جاىجاى تأليفاتشان ستوده و مدح و ستايش نمودند ، تا مسلمانان و بهخصوص جوانان به اصالت مكتب خود كه از عالم توحيد سرچشمه مىگيرد پىبرده و بر خود ببالند و پستى و حقارت فرهنگ بىاساس و بىبنيان و عفن و متعفّن غرب و ديگر مذاهب تحريف شده و از واقع به دور افتاده را دريافته و از آنها اعراض كنند . و با وجود اين فضليتها و ارزشها ، ديگر براى اثبات هويّت خود محتاج به استخوانهاى پوسيده و كاسهها و كوزههاى شكستهء نياكان جاهلى خود نباشند .
يك نمونه از سيرهء عملى ايشان در احياء و زندهنگهداشتن اين آثار ، إهداء و ترغيب به مطالعهء آنها بود . معمولًا اگر مىخواستند به فرزندان و يا دامادهاى خود هديّه دهند ، هديّهء ايشان كتاب بود . و چون نظرشان بر اين بود كه طلبه ، عمدهء مطالعهاش در دوران تحصيل در كتب درسى متمركز باشد ، كتابهاى درسى و حواشى آنها ، مانند حواشى قوانين يا حواشى رسائل مانند أوثقالوسائل و يا حواشى مكاسب مانند حاشيهء سيّد را تهيّه نموده و هديّه مىدادند . ولى در دوران پس از تحصيل از كتابهاى ديگر اهداء مىفرمودند ، مثلًا به مناسبت ازدواج حقير ، يك دوره بحار الأنوار با قطع رحلى از طبع كمپانى هديّه دادند .
از نقطه نظر ظاهر نيز ايشان در حفظ و نگهدارى كتاب ، بسيار ظريف و با دقّت عمل مىنمودند ؛ كتاب را به آرامى ورق زده و در برداشتن و گذاشتن آن احتياط مىكردند . كتابهائى را كه در أثر گذر زمان ، دوخت آنها باز و شيرازهء آنها از هم گسسته بود براى صحّافى و تجليد مجدّد در بهترين شكل و شمائل به صحّافان زبردست مىسپردند .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٠٧