هم نداشته باشند ، ولى حال آقا در اين أواخر به گونهاى است كه به مقتضاى مقام جمع الجمعى ، ظهور و بروز و حالت رقّت و بكائشان در عزادارى آل الله بيشتر است . به هنگام برقرارى مجلس و ذكر مصيبت توسّط منبرى يا مرثيه خوان ، در ايوانِ خانه ، كنار محلّ كفشهاى عزاداران مىنشينند و به پهناى صورت در مصائب اجداد مظلومشان اشك مىريزند و با حرارت به سينه مىزنند .
روزها به سرعت ميگذرد و ماه شدّت غم و حزن آل رسول مىرسد : ماه صفر كه در امتداد محرّم است و در پايانش عظيمترين و دردناكترين مصيبت اتّفاق مىافتد : فقدان رسول مكرّم اسلام حضرت ختمى مرتبت محمّد بن عبد الله صلواتُ الله و سلامُه عليه و على آله الطّاهرين .
حسينيّه منزل حضرت آقا همچون سالهاى قبل كه در مدّت دو ماه محرّم و صفر سياهپوش و كتيبه خورده است - همانند روزهاى شهادت أئمّه عليهم السّلام - حال و هواى ديگرى دارد و هالهاى از غم و اندوه همه جا را در بر گرفته است .
عصر روز جمعه هشتم ماه صفر ، مجلسى با حضور حضرت آقا در حسينيّه منزلشان برگزار مىباشد ؛ پس از قدرى سكوت و آرامش ، آقا به صِهر أرشدشان حجّة الإسلام و المسلمين آقاى حاج سيّد جعفر علم الهدى فرمودند مقدارى قرآن تلاوت و سپس آن را بيان كنند .
ايشان « آية الكرسىّ » را تلاوت كردند و سپس شروع به شرح و بيان آن نمودند .
گوشها به تفسير قرآن بود و نگاهها متوجّه جمال نورانى آقا . التهاب عجيبى بود . حال ظاهرى آقا ناآرام مىنمود و به شدّت براى حفظ آرامش ظاهرى خويش تلاش داشتند .
بيست دقيقهاى گذشت ؛ تفسير به كلمه « قيّوم » رسيده بود ؛ ناگهان
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 624
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٦٢٤