گرچه در آخرين لحظه كه براى بردن آقازاده ارشدشان به بيمارستان و ديدار از حضرت آقا إقدام شد فرمودند : به قرآن تفأّل زدم اين آيه آمد :
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ ؛
آقا ديگر دعوت حق را لبّيك گفتهاند .
بدن مطهّرشان بعد از غروب به منزل آورده شد و در ميان حياط منزل بيرونىشان ، بر مغتسلى كه تهيّه شده بود قرار گرفت . همه جا حضور
ارادتمندان داغدار بود و ذكر مصيبت سالار شهيدان أبا عبد الله الحسين عليه السّلام و اشك و شور حسينى لحظهاى قطع نمىشد . آنگاه كه پارچه از روى آن چهره منوّر كنار رفت ، ضجّه و ناله فضا را پر كرد ، و پيكر نورانى پير عشق غسل داده شد .
عجب لحظات جانكاهى و عجب حال و هوائى ! برخى از بزرگان علما براى توديع با پيكر مطهّرشان در همين ساعات به منزل آمدند ؛ از آن جمله حضرت آية الله العظمى بهجت بودند كه در مشهد بسر مىبردند .
آن شب پس از مراسم تكفين ، محارم نيز ساعتى با آن نازنين بدن خلوت كرده و توديع نمودند .
تا صبح تلاوت قرآن بود و ذكر مصائب حضرت امام حسين عليه السّلام ، و صبحگاهان بدنشان به مسجد شهداى مشهد - مسجد بنّاهاى سابق - منتقل شد . و در آنجا نيز با حضور عالمان وارسته و طلّاب و فضلاى حوزه علميّه مشهد و دوستان و ياران ، با تلاوت قرآن و ذكر توسّل مقدّمات تشييع فراهم شد .
پس از آن پيكر مطهّرشان با شكوهى فراوان به سمت حرم مطهّر تشييع گرديد .
تابوتشان در حرم مطهّر و بالاى سر حضرت بر زمين نهاده شد و پس از زيارت أمين الله و ذكر توسّل ، به صحن آزادى باز گردانده شد و نماز ميّت بر بدنشان توسّط آية الله العظمى بهجت اقامه گرديد .