در تصرّف بگيرند و بر او توكّل نمايند . »
و أمثال و نظائر اين آيات در قرآن مجيد بسيار است . با وجود اين آيات ، وقتى طبيب متخصّص و متعهّدى آماده معالجه شده است ، و ميدانيم همه امور به دست خداست و نفع و ضرر از ناحيه اوست ؛ اگر از او فرار كنيم و به خارج برويم در حالى كه ميدانيم آن نفع و ضرر هم هر گونه باشد از ناحيه خداست ؛ در اين صورت ، اين انحراف طريق نيست ؟ ! اين عمل ، شرك فعلى و عملى نيست ؟ ! گو آنكه شرك قولى نباشد .
پنجم آنكه : ما بندهايم و بايد مطيع امر خدا باشيم . او يك وقت مصلحت انسان را در حيات ميداند و يك وقت در موت . و اگر فى الواقع صلاح انسان در مرگ باشد و او دنبال حيات بگردد ، طالب شرّ خود بوده است ، نه خير خود . وقتى انسان مريض شد بايد به طبيب مراجعه كند و طالب عافيت و طول عمر هم باشد ، چون اينها فى حدّ نفسه خير است ، ولى در هر حال بايد تسليم امر خدا باشد و دل به مقدّرات بدهد . و اگر أحيانا موت او رسيد خندان باشد ، و نگاه برگشت به عالم طبيعت نكند ، و بر نعمتهاى از دست رفته آن گريان نباشد ، كه اين خطرى است بزرگ . ما كه به حمد الله و المنّة در مكتب تشيّع زيست مىكنيم و چون بزرگ چراغ پر فروغ « صحيفه كامله سجّاديّه » را به پيروى از آن امام راستين در پيش رو داريم و در فقره پنجم از دعاى استخاره ( طلب خير ) كه دعاى سى و سوّم است به درگاه خداوند ابتهال داريم كه :
وَ أَلْهِمْنَا الانْقِيَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَيْنَا مِنْ مَشِيَّتِكَ ؛ حَتَّى لَا نُحِبَّ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ ، وَ لَا تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ ؛ وَ لَا نَكْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ ، وَ لَا نَتَخَيَّرَ مَا كَرِهْتَ - الدّعآءَ .
« اى پروردگار ما ! به ما الهام بخش تا در برابر آنچه را كه از اراده و مشيّتت بر ما وارد ميكنى منقاد و مطيع باشيم ؛ بطوريكه دوست نداشته باشيم تأخير آنچه را كه تو در آن تعجيل نمودى ، و نه تعجيل آنچه را كه تو در آن
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 605
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٦٠٥