قرار ميدهند ؛ آنوقت هر كه سرش هم درد بگيرد مىگويد : من بايد بروم به خارج ، چون فلان كس به خارج رفته است . امّا در اينجا اگر عمل كنم گرچه منجرّ به فوت شود ، اين عاقبت سوء را در پى ندارد ، بخصوص آنكه ما براى حيات خودمان ، براى حيات شخصىمان - نه براى حيات نوع و براى حيات جامعه - خيلى اهمّيّت قائل مىشويم در حالى كه آن مقدار هم ارزش ندارد .
سوّم آنكه : هزينه عمل به خارج چند صد برابر هزينه عمل در داخل است ، و از هر راه بدست آيد بالأخره از صندوق اسلام كسر شده و به صندوق كفر و به خزانه استعمار كافر افزوده شده است ؛ چرا ما خودمان پيش قدم در اين مبادله گرديم ؟
چهارم آنكه : آخر ما خاك برسران خود را مسلمان ميدانيم و اهل توحيد و قرآن مىپنداريم و حيات و ممات و نفع و ضرر را مستقيما از جانب خدا ميدانيم . مگر ما در قرآن نمىخوانيم :
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ .
( آيه 107 ، از سوره 10 : يونس )
« و اگر خداوند به تو ضررى برساند ، غير از ذات او هيچ موجودى را قدرت رفع آن نيست . و اگر براى تو خيرى را اراده نمايد ، هيچ موجودى قدرت ردّ فضل و رحمت او را ندارد . خداوند از خير و فضل خود به هر يك از بندگانش كه بخواهد مىرساند . و اوست صاحب غفران و رحمت خاصّه . »
ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .
( آيه 2 ، از سوره 35 : فاطر )
« رحمتى را كه خدا براى مردم بگشايد ، هيچ موجودى را توان بستن آن نيست . و رحمتى را كه خدا ببندد ، هيچ موجودى را توان رهائيش پس از بستن