آن ناگواريها را با تمام وجود حسّ كرده ، با سوز و گداز و اشك و آه مىنگارند .
همانگونه كه نمونهاى از آن در صفحه 555 از همين كتاب به نقل از جلد يازدهم « امام شناسى » آنجا كه به تناسب بحث علم امام به گوشهاى از قضاوتهاى أمير المؤمنين عليه السّلام اشاره كرده و به نمونههائى از رسوائىهاى خلفاء غاصب مىپردازند ، گذشت .
بارى ، اين اشارهاى گذرا بود به سيره عملى حضرت علّامه قدّس الله نفسه الزّكيّة در تدوين مطالب به لحاظ محتوا ، كه تنها به ذكر گوشههائى از آن اكتفا كرديم . دقّت در آثار ايشان نكات بيشترى را بدست ميدهد كه براى الگو طلبان صادقى كه ميخواهند از بزرگان علم و معرفت درسى را بياموزند ، ميتواند سر رشته مناسبى باشد كه با تعقيب آن به بركات فراوانترى دست يابند .
اينك به برخى از نكاتى كه در قالب و پوسته ظاهرى آثارشان بدان عنايت داشتند اشاره مىكنيم :
نكات ظاهرى
نكته اوّل : شروع با بسم الله الرّحمن الرّحيم
ادب شروع در نوشتار مسلمان مانند همه موارد شروع ، با بسم الله الرّحمن الرّحيم است . كوتاهترين نامهاى كه در تاريخ انبياء عليهم السّلام نوشته شده است و قرآن براى ما نقل مىكند با اين تعبير شريف آغاز مىشود ؛ نامه حضرت سليمان على نبيّنا و آلِه و عليه الصّلوةُ و السّلام به ملكه سبا :
إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ
. « 1 » روايات ما در اين زمينه بسيار است ولى متأسّفانه غالب نوشتهها از اين ادب الهى تهى است .
هامش
( 1 ) آيه 30 و 31 ، از سوره 27 : النّمل