تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
است أقوم بودن قرآن . خدا ميفرمايد در صدد انتقام و تلافى مباش . بدى را به بدى پاداش مده ؛ راه تعليم و تربيت نفوس ، صبر و تحمّل است ؛ صبر و تحمّل در برابر هر گونه سختىها و مشكلات ، و استماع سخنان ناروا و ياوه گوئىهاى بى جا . وظيفه تو انتقام نيست ؛ صبر است ، و با حسن اخلاق روبرو شدن و طرف را با اخلاق متقاعد كردن و به زانو در آوردن و زشتىهاى وى را به خاك نسيان سپردن . اين آيه عجيب است . گوئى معناى تازه‌اى را مىرساند و مفاد بديع و بكرى را در بر دارد . گويا من تا به حال اين آيه را نخوانده بودم ، و به مفهوم و مفاد آن پى نبرده بودم ! اين از يك طرف ؛ و از طرف ديگر هم اين جانب تا به حال به همه مردم با يك چشم مىنگريستم ، با چشم تربيت و تعليم ؛ و پست خود را يك مأموريت الهى ميدانستم و شعبه‌اى از شِبْه نبوّت در محدوده خود و در مكان و محلّ شعاع ارشاد و تبليغات خود و تا به حال خود را مسؤول و متعهّد امر خداوند مىپنداشتم كه همه بايد تربيت شوند و همه بايد انذار گردند و همه بايد كلمات و نصائح و مواعظ مرا يك گفتار الهى بدانند و در صدد عمل بر طبق آن باشند ؛ چه شد كه اينك اين مرد خارج شد ؟ و از تحت آن مسؤوليت و تعهّد بيرون رفت ؟ ! آيا اگر وى هم خارج نشود و در اين جرگه بماند ، و همه زشت و زيبا در اين مسجد اعمالى را انجام دهند تا شايد رحمت خدا شامل حال همگان گردد ، بهتر نيست ؟ ! عجبا ! اين است بهترين آئين و نيكوترين طريقه و عالىترين دستور العمل و رفيع‌ترين حكم انسانى . اين آيه مانند آب خنك و گوارا آتش ملتهب درون را فرو نشاند ، و آز و كينه و طمع و عُجب و خودپسندى و شخصيّت طلبى را كه به صورت‌هاى حسّ استقلال طبع و عزّت نفس خود را جا مىزنند و براى انسان جلوه باطل دارند ، به باد فنا داد و درست حكم نِشترى را داشت كه طبيب