تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
« . . . حقير را در مدّت اقامت هفت ساله در نجف اشرف جز دو بار توفيق تشرّف پياده به كربلا دست نداد . چون مرحومه والده در قيد حيات بودند ، و گرچه از رفتن ممانعت نمىنمودند ولى چون حقير در ايشان آثار اضطراب مىديدم ، خودم داوطلب براى راه پياده نمىشدم . . . « 1 » » با دقّت در همين نقل كوتاه نكات فراوانى بدست مىآيد ، از جمله آنكه : نمىگذارند مادر نهى كنند كه نوعى كم توجّهى به ادب زيارت امام حسين عليه السّلام استشمام شود ، بلكه به نفس اضطراب مادر بسنده مىكنند ؛ و نيز از كنار اين مسأله نگذشته و توجيه نمىكنند ، بلكه خود از تشرّف پياده منصرف مىشوند تا قلب مادر نگران نشود .

رعايت حال خانواده

نظير آنچه راجع به مادر بزرگوارشان نقل شد در رابطه با زندگى خانوادگى و عيالشان نيز مطرح است كه قابل توجّه و درس گيرى است . در كتاب « روح مجرّد » در شرح سفر دوّمشان به عتبات عاليات در ايّام محرّم سال 1383 هجرى قمرى مىنويسند : « سال بعد در همين ايّام ( ذى الحجّة و محرّم ) ميل شديد و اراده آمد تا به سوى آن اراضى مقدّسه تشرّف حاصل آيد ، و گذرنامه براى اخذ ويزا حاضر و بليط اتوبوس هم از ميهن تور تهيّه شد و بنا بود كه پس فردا حركت نمائيم . چون براى خداحافظى به ديدن ارحام مىرفتم يكى از همشيره‌ها كه اينك ( سال 1412 هجرى قمرى ) نُه سال است به رحمت ايزدى پيوسته است گفت : شما كه اينك به زيارت مىروى ، وضع منزل بدون سرپرستى مستقيم خود شما طورى است كه به هم مىريزد و شايد به بعضى از اهل شما تعدّى و
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 22