دست بگيرند و هر كدام به سوى خاصّى كه مقصدشان است بكشانند . « 1 » »
موفّقيّتها ، سختىها و مقاومتها
« اين حقير در مدت طولانى كه پس از مراجعت از نجف اشرف تا زمان هجرت به أرض أقدس رضوى عليه السّلام كه بيست و چهار سال طول كشيد ، در اين مسجد ساعى و كوشا بودم كه در حدود قدرت مسجد را به وضع خدا پسندانه ، آرام دور از ريا ، و محلّ تفسير و موعظه و اخلاق و معارف الهيّه درآورم ؛ و للّه الحمد همينطور هم شد ، و از مساجد بنام و انگشت نمائى بود كه برنامههاى دين به وجه احسن در آنجا عملى مىشد .
معلوم است در اين خطّ مشى نيز مخالفانى وجود دارند كه كارشكنى مىكنند ، و البتّه دستگاه حاكميّت جائر به هيچ وجه اين خطّ مشى را نمىپسنديد ، بلكه خلاف و ضدّ آن را متوقّع بود و مستقيما هم كه نمىتوانست دخالت كند ، فلهذا بوسيلهء همين افرادى كه در هيأت مديريّت مسجد بودند و عنوان محلّى داشتند مىخواست منظور و مطلوب خود را بدست آورد ، و از اين روى پيوسته در كشمكش و گيرودار بوديم .
گيرودار و كشمكشى كه جانكاه و كوبنده است ، فرسوده و خسته مىسازد و از پاى در مىآورد . بنده در تمام اين مراحل خود را در بين سه امر ميديدم :
اوّل : دست از صدق و حق برداشتن و تابع وضع و محيط و خواستههاى آنان شدن ، كه اين مستلزم فروختن دين به دنيا بود ، و مبادله و معاوضه واقعيّت با امور اعتباريّه موهومه .
دوّم : تعطيل و از كار بر كنار رفتن ، و اين مستلزم سپردن مسجد بود به
هامش
( 1 ) « نور ملكوت قرآن » ج 1 ، ص 71 ؛ نمونهاى و بيانى ديگر را از نحوه فعّاليّت گسترده در مسجد كه راهكارهاى مسجد دارى صحيح و متعهّدانه را مىنماياند در بحث استمرار حركت معرفتى و تربيتى در سالهاى خفقان ، در فصل پنجم همين يادنامه ملاحظه ميفرمائيد .