حال من منقلب شد ، اشك بدون اختيار سرازير شد . گفتم : چيزى نبوده است و چيزى هم در بين نيست ؛ شما مطمئن باشيد نيازى بدينگونه اعتذار ندارد . من بنده شما هستم ، من فرزند شما هستم ، اين حرفها چيست ؟ و همانجا معانقه كرديم و سوار ماشين شدند و رفتند .
من از همانجا يكسر به حرم مطهّر مشرّف شدم يك زيارت براى او نمودم و دو ركعت نماز زيارت بدنبال آن و سپس عرض كردم : اى خداى مهربان كه دلها را به هم پيوند مىزنى ! اين بنده در دلم از اين مرد كدروتى ندارم ، و از هر چه بوده گذشتم ؛ اينك در راه تست ، مسافر به سوى تست ، زائر حرم تست ، تو نيز از او بگذر و سفرش را مقرون به خير و رحمت گردان .
حلاوت آن نماز و دعا و گذشت در حرم أمير المؤمنين عليه السّلام فراموش شدنى نيست . « 1 » »
حضرت آقا قبل از بيان مورد دوّم براى روشن شدن زمينه ماجرا به خطّ سير خويش در زمينه تبليغ معارف الهيّه و ترويج احكام نورانى اسلام در سالهاى اقامتشان در طهران و در سنگر مسجد اشارهاى گذرا مىنمايند كه چون حاوى مطالب عالى اجرائى و نحوه مسجد دارى است و براى بسيارى از اهل علم قابل استفاده مىباشد و از سوئى ديگر نوعى آشنائى با بُعد ديگرى از ابعاد عملى ايشان را به همراه دارد بدان مىپردازيم .
« مسجد دارى و سيره تبليغى »
ائمّه جماعات در اداره مسجد و نحوه نگاه به جايگاه مسجد در تعليم و تربيت و رشد ظاهر و باطن مردم از ديدگاههاى مختلفى برخوردارند و بر اساس
هامش
( 1 ) « نور ملكوت قرآن » ج 1 ، ص 67 تا ص 70