قديمى هم نيست وجود دارد . و آنگاه در كمال حرّيّت و انصاف ميفرمايند :
« حاصل سخن آنكه اين دعا ، دعاى بسيار خوب و با مضمون رشيق و عالى است و خواندن آن در هر وقت مساعدى كه حال اقتضاء كند - نه با تكلّف - مغتنم و مفيد مىباشد . امّا إسناد آن به حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام جائز نيست وَ الحمدُ للّهِ أوّلًا وَ ءاخِرًا وَ ظاهِرًا وَ باطِنًا . »
جريان ازدواج حضرت امّ كلثوم
از جمله موارد ديگرى كه حضرت آقا - در كتاب شريف امام شناسى جلد پانزدهم - به آن مىپردازند جريان ازدواج حضرت امّ كلثوم است كه در بسيارى از كتب تاريخى مطرح نشده و در برخى از تعابير اهل تسنّن نيز متعصّبانه بعنوان حقّانيّت خلفاء مطرح گرديده است و در روايات ما از آن بعنوان « ناموس غصب شده » تعبير شده است ؛ إنَّ ذَلِكَ فَرْجٌ غُصِبْنَاهُ . « 1 »
در حالى كه جريان اين ازدواج اگر با مقدّمات تاريخى آن ذكر شود سندى است كه صدها درجه مظلوميّت امير المؤمنين عليه السّلام و اهل بيت را بهتر ظاهر مىكند .
حضرت آقا ضمن مطرح كردن آن به اصل قضيّه و تجزيه و تحليل آن و جواب از شبهات وارده پرداخته « 2 » ، و به كتمان تاريخ از سوى برخى مورّخان
هامش
( 1 ) « فروع كافى » ج 5 ، ص 346
( 2 ) ازدواج عمر با امّ كلثوم عليها و على والدَيها السّلام به لحاظ تاريخى و شبهاتى كه ثبوتا و اثباتا در اطراف آن هست همواره در بين علماء مورد بحث و بررسى بوده است ، گروهى از بزرگان كه شيخ صدوق در رأس آنهاست منكر آنند و گروهى ديگر از أعاظم همچون شيخ كلينى در كتاب شريف « كافى » و ديگران آن را تلقّى به قبول كرده و بعضا به اشكالات مختلفى كه پيرامون اين واقعه وجود دارد پرداخته و جوابهاى روشن و شفّافى را ارائه دادهاند ، حضرت علّامه رضوان الله عليه نيز در اين بحث بطور مستوفى تمامى جوانب قضيّه را بررسى نموده و به همه شبهات آن پاسخ كافى و شافى دادهاند . آنچه در اينجا بيشتر مورد عنايت است تبيين روش متين و معتدل و به دور از افراط و تفريط حضرت آقا در برخورد با تاريخ و روايات است .