انتقاد مىكنند و بر لزوم نشر حقائق و تجزيه و تحليل آنها و بيان مظلوميّتهاى وارده بر اهل بيت عليهم السّلام پافشارى مىنمايند . « 1 »
و نيز جريان حمله مسلم بن عقبة است كه به امر يزيد لعنة الله عليه با لشكرى جرّار به مدينه هجوم برد و به قتل و غارت و اباحه دماء و نفوس و فروج و اموال مردم به مدّت سه روز پرداخت و به جناياتى دست زد كه خامه ياراى نوشتنش را ندارد .
عملكرد حضرت امام سجّاد عليه السّلام در جريان حمله مسلم بن عقبه به مدينه
حضرت آقا ضمن بيان حكايتى درباره مذاكره مرحوم ثقة المحدّثين حاج شيخ عبّاس قمّى و مرحوم آية الله حاج سيّد محسن امين جبل عاملى رحمة الله عليهما در اين مورد ، به تحليل عملكرد حضرت سجّاد عليه السّلام و نحوه برخورد آن حضرت با يزيد مىپردازند و با بياناتى قويم و استوار كه حاكى از عمق معرفت ايشان نسبت به حقيقت امامت و ولايت است تببين مىنمايند كه فعل امام عليه السّلام عين حقّ است ، و در كمال صحّت و راستى و درستى مىباشد چه ما مصلحت آن را بفهميم و چه نفهميم « 2 » ؛ و از همين روست كه بر لزوم
هامش
( 1 ) « امام شناسى » ج 15 ، ص 296 تا ص 306
( 2 ) با دقّت در فرمايشات حضرت علّامه رضوان الله عليه بدست مىآيد كه برخورد به ظاهر مسالمتآميز حضرت سجّاد سلام الله عليه با يزيد و عامل او در واقعه حرّه كه بزرگان از محدّثين شيعه همچون شيخ كلينى در « كافى » ( ج 8 ، ص 234 ) و علّامه مجلسى در « بحار » ( ج 46 ، ص 138 ) آن را نقل نمودهاند چه در جنبه ظاهرى و چه به لحاظ باطنى عين صواب و مصلحت و عين حقّ و حقيقت است ، چرا كه آن حضرت به اين وسيله جان خويش را كه جان همه عوالم است و نيز جان بنى هاشم را حفظ فرموده و آتش فتنه را به طريق تقيّه كه از ضروريّات دين است خاموش ساختهاند ؛ شارع مقدّس حكم تقيّه را براى چنين شرائطى جعل فرموده تا انسان خون خود و خاندان و جمع ديگرى را بدون نتيجه هدر ندهد ، پيشوايان و مقتدايان ما نيز در طول تاريخ از اين حكم حياتبخش الهى استفاده مىفرمودند تا همواره بساط ظلم ستيزى و مبارزه با شرك و الحاد و پايگاه هدايت و تربيت الهى برقرار باشد ؛ بنابر اين گرچه امامان شيعه در بعضى شرائط دست از مبارزه ظاهرى برداشتهاند امّا اين خود پوششى براى مقابله و مبارزه پنهان بوده است ؛ دليل روشن و آشكار بر صحّت اين تحليل ، شهادت آنان بدست ظلمه و طواغيت زمان خودشان است . به لحاظ باطنى نيز بايد دانست از آنجا كه امام معصوم عليه السّلام از مراحل نفسانيّه به تمام معنى الكلمه عبور نموده و نفس شريفش متحقّق به حق گرديده و « ولىّ خدا » بقول مطلق گشته است بنابر اين جميع اعمال و افعال او بدون استثناء فعل خدا و عين حقّ است ؛ حضرت آقا بر اين معنى تأكيد دارند كه حقّ همان فعل امام معصوم است نه آنكه حقّ چيزى است و فعل امام بر آن منطبق مىشود ، خير ، فعل او خود عين حقّ بوده و نفس كار او خود مصلحت و مصلحت ساز است . آرى اين افقى عالى از معرفت امام و رمزى از رموز عالم توحيد است .