تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
برود و مترصّد حالشان باشد و تا موقع پرواز از ايشان جدا نشود . و خودم نيز ميدانم كه : نبايد در مظانّى باشم كه ايشان نظرشان به بنده افتد . حاج عبد الجليل برگشت و گفت : ايشان براى تجديد وضو رفتند و سپس به حرم مشرّف شده‌اند . بنده هم تا غروب آن روز مبادا كه ايشان در حرم باشند به حرم تشرّف حاصل نكردم ، و در يكى از حجرات شرقى صحن گذراندم . و از حاج عبد الجليل تقاضا كردم كه بواسطه كسالت و ضعف مزاج و بىخوابى ديشب و مراقبت اكيد وى از حضرت حدّاد ، ديگر بدرقه من نيايد . من با او خداحافظى كردم و او استراحت كرد و حقير در معيّت مضيف محترم پس از نيمه شب به مطار دمشق آمديم تا به صوب طهران مراجعت كنيم . « 1 » » بارى ، آنچه گذشت مرورى اجمالى بود بر صفحاتى از زندگانى نورانى حضرت علّامه قدّس سرّه الشّريف كه سالهاى اقامت ايشان در طهران را شامل ميگردد ؛ دورانى كه ايشان شدائد و سختىهاى وظائف سنگين اجتماعى و سياسى و اقدامات عملى براى تشكيل حكومت اسلام را تحمّل مىنمودند ولى بواسطه اتّصال به درياى بيكران اولياء الهى ، مستغرق فيض بىمنتهاى ربّ العزّة بوده ؛ و نه تنها همه اين خطرات را به سلامت پشت سر گذاشتند بلكه تمامى اين مسائل نردبانى براى ترقّى و تكامل هر چه بيشتر آن نفس پاك بود ، كه در انتها با هجرت به مشهد مقدّس - كه در فصل آينده به آن خواهيم پرداخت - به نهايت أعلى و غايت أقصاى خود رسيد
هامش
( 1 ) « . روح مجرّد » ص 649 تا ص 652
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 386 | جمعى از فضلا