هجرت بسوى خداوند ، اصلى است اساسى كه آثار و بركات فراوانى دارد و در آيات و روايات بر آن تأكيد شده است ، و سرّ و حقيقت آن همان دل كندن از ما سوى الله و پيوستن به وادى عبوديّت مطلقه حق تعالى است ، كه البتّه گاهى اين هجرت مستلزم هجرت مكانى نيز مىباشد .
و بر همين اساس است كه در معارف دينى به هجرتهاى علمى و معرفتى كه به كسب معارف الهيّه و پخش و نشر آن مىانجامد تأكيد شده است . و در قرآن كريم بر اين امر مهم به صورت مؤكّد پافشارى گرديده است ، خداوند ميفرمايد :
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ
. « 1 »
« چرا گروهى از هر طائفهاى براى كسب تفقّه در دين كوچ نمىكنند تا پس از كسب معارف إلهيّه به قوم خويش باز گردند و آنان را انذار نموده تربيت كنند
هامش
( 1 ) ، قسمتى از آيه 122 ، از سوره 9 : التّوبة ؛ حضرت آقا در كتاب ارزشمند « ولايت فقيه در حكومت اسلام » ج 2 ، ص 183 به تناسب بحثى را پيرامون همين آيه مباركه و لزوم تشكيل حوزهها و رونق آنها و تصدّى سنگر فراگيرى علوم و معارف اسلام و نشر آن در بين امّت مطرح مىنمايند .