است ، به تماشاى نمونههائى از سير معنوى ايشان در طهران و پس از بازگشت از نجف اشرف مىنشينيم .
« تداوم ارادت و اطاعت از مرحوم انصارى »
همانطور كه مشروحا گذشت ارتباط و آشنائى حضرت آقا با مرحوم آية الله أنصارى رضوان الله عليه در نجف أشرف آغاز شد و در سال آخر إقامت حضرت آقا در نجف ، حضرت آقا به امر مرحوم حدّاد قدّس سرّه در تحت تربيت و تعليم كامل ايشان قرار گرفتند و به إشاره ايشان به طهران مراجعت نمودند .
حضرت آقا از آن هنگام تا زمان ارتحال مرحوم آية الله انصارى كه سه سال طول كشيد مكرّراً به محضر ايشان مىرسند و رابطهشان همچنان محكم و ثمر بخش إدامه مىيابد و از محضر ايشان استفادههاى شايان معنوى برده و در مشكلات طريق كتباً و شفاهاً از رهنمودهاى اين مربّى إلهى بهرهمند ميشوند كه نامههاى متعدّدى مربوط به اين دوران از ايشان باقى مانده است :
« باب مراوده و مكاتبه و ملاقاتهاى متناوب تقريباً دو تا سه ماه يك مرتبه ، و اطاعت تامّ و تمام از دستورات آية الله انصارى بر قرار بود . و الحقّ ايشان كه آيتى بزرگ از آيات إلهيّه بود از هر گونه كمك و مساعدتى دريغ نمىفرمود ، بلكه با كمال خلوص به واردين راه مىداد و پذيرائى مىنمود . « 1 » »
اين رابطه روز به روز اوج مىگيرد و در همه مراحل ، همراهى و معيّت را بدنبال دارد و تا درون خانه قبر با آخرين بوسه از چهره منوّرشان استمرار مىيابد .
حضرت آقا خود مىنويسند :
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 39