آنها را در روى زمين خليفه كند ) ؟
گفتند : آقا اين مربوط به
آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ *
است ! به ما چه مربوط ؟
عرض كردم : آقا ، ما مَجازش را مىگيريم ، به همين مجاز ، به همين مجاز ، خداوند بزرگ است ، شايد او به نظر لطف خودش به حقيقت قبول كند . شما مشغول شويد إن شآء الله مردم هم كمك مىكنند .
چون در آن وقت ايشان در واقع شاخص شده بودند و اعلاميّههاى مهمّى صادر ميكردند . البتّه اعلاميّههاى آية الله گلپايگانى هم خيلى متين ، قوى و خوب بود ، ولى آن شور و هيجانى كه در اعلاميّههاى آية الله خمينى بود در اعلاميّههاى ايشان نبود . و اعلاميّههاى ديگران هم غالبا بسيط و خيلى ساده بود ، ولى اعلاميّههاى آية الله خمينى جاندار و شورانگيز بود .
لذا گفتند : خوب شما بگوئيد من چه قسمى اعلاميّه بنويسم ؟
نظر ايشان اين بود كه اوّلًا بايد به تربيت و تهذيب روحانيّون پرداخت ، و سپس به تربيت و تعليم مردم . و ميفرمودند : تا كار روحانيّت سر و سامان نگيرد و روحانيّون مهذَّب نشوند نمىتوان مردم را ترغيب و تحريص نمود .
من گفتم : شما اعلاميّهها را بعنوان مسلمانها بنويسيد ؛ كه اى مسلمانها شما كه اهل اين مملكتيد ، بيائيد و قيام كنيد . شما ننويسيد روحانيّون چنين و چنان ؛ روحانيّونى كه ما الآن داريم ، من و شما ميدانيم كه بعضى از آنها فاسد هستند و خود شما هم قبول داريد . آن روحانى كه مثلًا رفته در نجف اشرف درس خوانده و چهل سال در آن تابستانهاى گرم آن گرد و غبار كشنده را خورده و روزها رفته در ته سرداب چهل پلهاى درس خوانده و مطالعه كرده براى اينكه يك روز رئيس بشود براى آنكه يك روز آقا بشود امروز نمىآيد تمام امر را براى خدا لِلّه و فى الله به دست شما بدهد ! چهل سال بحث كرده ، درس خوانده ،