مراجعت به طهران ملاحظه كرديم كه با همه تلخىاى كه بريدن از نجف اشرف برايشان داشته است امّا وقتى رجحان اقامت در طهران را از كلام استاد خود بدست مىآورند بر خلاف ميل باطنى كه براى اقامت هميشگى در نجف داشتهاند بسرعت اقدام و به طهران مراجعت مىنمايند .
و اين در حالى بوده است كه استاد با صراحت توقّف در نجف را منع نكرده بودند ، و باب توجيه براى ماندن در نجف باز بوده و ايشان ميتوانستهاند با عناوين گوناگون خود را به اقامت در نجف اشرف راضى بدارند . ولى تسليم محض استاد بودن ، و او را از خود گذشته و به خدا پيوسته ديدن ، باعث مىشود كه بدون هيچ گونه مصلحت انديشى نظر استاد را بر تشخيص خود ترجيح داده و حركت سلوكى خود را مطابق رأى برتر استاد ادامه دهند .
و صد البتّه بركات فراوان اين مراجعت به طهران و نهايةً هجرت به مشهد را در نشر معارف و تربيت شاگردان به چشم مىبينيم كه تنها گوشهاى از ظاهر امر است و از زواياى ديگر غافل هستيم و از ملكوت آن هم بىخبر و چشم بسته ميباشيم .
در آستانه بازگشت به طهران
تا اينجا به همراه حضرت آقا از آغاز تولّد و طىّ دوران كودكى و نوجوانى و دوران بلوغ و بالندگى و هجرت به قم و كسب مدارج والاى علمى و عملى و هجرت به شهر عشق و ولايت نجف اشرف و كسب مراتب جديد علمى و معارف إلهيّه ، قدم به قدم بر اساس فرمودههاى خودشان پيش آمديم ؛ و اينك سرآغاز فصلى جديد است كه ايشان بايد بدستور مرحوم انصارى به طهران بيايند ، كه خطّ سير زندگيشان را به همان سبك و سياق گذشته برگرفته از لابلاى كلماتشان با هم مرور مىكنيم .