تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى أفاض الله علينا مِن رحماتِه و بركاتِه بودم . و ايضا جناب محترم آية الله مرحوم حاج شيخ حسنعلى نجابت شيرازى و جناب محترم حجّة الإسلام و المسلمين آقاى حاج سيّد محمّد مهدى دستغيب شيرازى اخوى كوچكتر مرحوم شهيد دستغيب همراه بودند . و در سفر دوّم نيز يكى از طلّاب آشنا با آية الله قوچانى به نام سيّد عبّاس يَنگَجى و يك نفر از ارادتمندان ايشان كه از رجال و معاريف طهران بود مصاحبت داشتند . توضيح آنكه : اين رجل معروف كه حقّا مردى با صفا و پاكدل و عاشق خاندان ولايت است و الحَمد لِلّه هم اينك در قيد حيات است ، در نجف اشرف كه به عنوان زيارت تشرّف حاصل نموده بود ، به فقيد سعيد آية الله حاج شيخ عبّاس گفته بود : من ميخواهم يك روز لباس عملگى در تن كنم ، و در آن هنگام كه رواقها را چوب بست نموده و مشغول تعمير و گچكارى و آينه كارى بودند ، در ميان عمله‌ها بطور ناشناس وارد و مشغول كار شوم ، از صبح تا به غروب آفتاب . آية الله حاج شيخ عبّاس كه وصىّ رسمى مرحوم قاضى در امر طريقت و اخلاق و سلوك إلى الله هستند وى را از اين عمل منع كردند و فرمودند : شما يك مرد معروف و سرشناس هستى و اين كار زيبا و نيكو را هر چه هم پنهان كنى بالأخره آشكارا خواهد شد و بر سر زبانها خواهد آمد ؛ آنگاه غرور و عُجبى كه أحيانا براى شما اين عمل به بار مىآورد چه بسا ضررش بيشتر از منافع اين عمل پسنديده باشد ؛ و من اينطور صلاح مىبينم كه شما به عوض اين نيّت خير ، اينك كه ايّام زيارتى مخصوصه نيمه شعبان است ، پياده با ما به كربلا مشرّف شويد . اين كار را كسى نمىفهمد ، تازه اگر هم بفهمد ، مثل آن عمل سر و صدا ايجاد نمىكند و عواقب وخيم روحى براى شما ندارد . آن مرد محترم اين سخن را پذيرفت و آماده سفر پياده براى كربلا شد