تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
او را بر باد داده با نور الهى به دنبال گمشده خود براى رسيدن به حرم امن و امان ، اضطراب و تشويشى بس هائل در او پديد آمد . خواب و خوراكِ او را ربود . روزها در بيابانها و كوههاى اطراف قم ميرفت و تا شبانگاه بتماشاى مظاهر جمال و حيات مىپرداخت و با تنهائى و خلوت ، انسى عجيب گرفت . و چون ساليانى چند از رحلت عالم نِحرير و عارف بىبديل ، استاد كامل اخلاق و معارف الهى إنسان العَين و عين الإنسان مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى أعلى الله مقامه الشّريف ميگذشت ، هر چه نزد شاگردان معروف او تردّد نمود و براى فتح و گشايش رفت و آمد كرد اثرى نيافت ، تا رفته رفته آتش عشق در نهاد او رو به فزونى گذارد و هموم و غموم فراق ، جان او را مشتعل ساخت ، ناله جانسوز او هر بيننده‌اى را متأثّر ميكرد و گريه جانگداز او هر نظر كننده‌اى را ميگداخت ؛ كه ناگهان پرده غيب بالا رفت و حجابهاى ظلمانى و نورانى بر كنار شد ؛ نسيم جانبخش رحمت از حرم الهى بوزيد و آب حيات جاودانى به بقاى حق بر دل سوخته او بعد از فناى او از مراحل نفس سرازير شد و از جزئيّت به كلّيّت پيوست . در اين هنگام به موطن اصلى خود همدان مراجعت نموده براى دستگيرى عاشقان و دلباختگان حرم انس الهى سكنى گزيد . با نهايت آرامش و سكون براى رسانيدن حق و تبليغ شريعت غرّاء و ابلاغ احكام و مسائل شرعيّه و معارف الهيّه و تربيت نفوس ناقصه اهتمامى عجيب نمود . در هر مسجدى خالى و مخروبه بود ، اقامه جماعت مىنمود . بسيارى از اوقات در مسجد پيغمبر و أخيرا در زاويه‌اى از مسجد جامع شهر اقامه جماعت داشت . مأمومين او غالبا مردمان پاكدل و پاكيزه ضمير و عارى از هوى و هوس بودند . در جلسات شبانه و روزانه سيّار در منزل شيفتگان حقائق تردّد مىنمود ،