و در همان دوران طفوليّت تحت سرپرستى والد ماجد مقدّمات علوم ادبيّات فارسى و عربى و منطق را فرا گرفت ، و در دوران شباب فقه و اصول فقه را نزد علمائى كم نظير مانند مرحوم حجّة الإسلام خلخالى و حجّة الإسلام حاج سيّد على عرب كه از برجستگان علماء و اعاظم فقهاء بودهاند در شهر خود فرا گرفت . و رشتههاى طبّ خمسه يونانى و أبو بكر زكريّاى رازى و ديگران را نزد دانشمند عاليقدر طبيب حاذق و حكيم متبحّر مرحوم حاج ميرزا حسين كوثر همدانى آموخت و در اين زمينه نيز به مرتبه عالى رسيد .
مرحوم حاج شيخ محمّد جواد پس از اتمام تحصيلات فوق به جهت تكميل فقه و اصول و نيل به درجه اجتهاد ، در حدود سى سالگى رهسپار ديار مقدّس قم گرديد و در حوزه مقدّسه علميّه مدّتها در محضر درس مرحوم استاد بىبديل ، مرجع وقت حضرت آية الله العظمى حاج شيخ عبد الكريم حائرى أعلى الله مقامَه الشّريف حاضر مىشد و بهرهها مىبرد تا در اين رشته تخصّصى نيز به مقام عالى نائل آمده و به اجازات اجتهاد متعدّدى از مراجع ذى قيمت وقت فائز و در مسائل فقهيّه صاحب فتوى گرديد ، بطورى كه بعضى از دوستان و آشنايان از ساكنين همدان و غيره از آن مرحوم تقليد نمودهاند .
در همين ايّام بود كه نسيم نفحات قدسيّه الهى بر دلش وزيد ، و بارقه جذبات عالم عِلوى بر قلبش رسيد ، و به مصداق كلام مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه السّلام « حَتَّى دَقَّ جَلِيلُهُ و لَطُفَ غَلِيظُهُ و بَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِيرُ الْبَرْقِ » « 1 » يكباره شراشر وجودش دگرگون شد و جذبه عالم قدس تار و پود وجود
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » طبع مصر با شرح عبده : ص 349 ، خطبه 212 : « تا اينكه در اثر رياضت و مجاهده در راه خدا بدنش نحيف گشت و نفسش لطيف و مصفّى شد و برقى پر نور در درونش درخشيد . »