« صحيفه مباركه سجّاديّه » در مقابل ايشان در اطاق خلوت بود ، و همين كه از مطالعه فارغ مىشد به خواندن آن مشغول مىگشت . آهش سوزان ، و اشكش روان ، و سخنش مؤثّر ، و دلى سوخته داشت .
متجاوز از نود سال عمر كرد . . . در زمان جوانى در اصفهان تحصيل مىنموده و با مرحوم آية الله آقاى حاج آقا حسين بروجردى هم درس و هم مباحثه بوده است . و آية الله بروجردى چه در اوقاتيكه در بروجرد بودند و چه اوقاتيكه در قم بودند نامههائى به ايشان مىنوشتند ، و درباره بعضى از مسائل غامضه و حوادث واقعه استمداد مىنمودند .
حقير در مدّت هفت سال كه در نجف أشرف براى تحصيل مقيم و مشرّف بودم ، هفتهاى يكى دو بار به منزلشان ميرفتم و يك ساعت مىنشستم . با آنكه بسيار اهل تقيّه و كتمان بود ، در عين حال از واردات قلبيّه خود در دوران عمر ، چه در اصفهان و چه در نجف اشرف مطالبى را براى من نقل ميفرمود . مطالبى كه از خواصّ خود بشدّت مخفى ميداشت .
منزلش در محلّه حُوَيش بود و در اطاق كوچكى در بالاخانه بسر مىبرد و اوقاتش در آنجا مىگذشت . و هر وقت به خدمتش مشرّف مىشدم و از واردات و مكاشفات و يا حالات و مقامات بيانى داشت ، به مجرّد آنكه احساس صداى پا از پلّهها مىنمود گرچه شخص وارد از أخصّ خواصّ او بود ، جمله را قطع ميكرد و به بحث علمى و فقهى مشغول مىشد تا شخص وارد چنين پندارد كه در اين مدّت ما مشغول مذاكره و بحث علمى بودهايم . « 1 » »
نمونههائى از احوال مرحوم آية الله گلپايگانى
مشاهده ملائكه عذاب
هامش
( 1 ) « معاد شناسى » ج 1 ، ص 141 و 142