مىبوسيم ، چرا مضايقه ميفرمائيد ؟ سپس عرض كردم : آقا شما اين روايت را كه از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام وارد است : « مَنْ عَلَّمَنِى حَرْفًا فَقَدْ صَيَّرَنِى عَبْدًا » آيا قبول داريد ؟
فرمودند : بلى ، روايت مشهورى است و متنش نيز با موازين مطابقت دارد .
عرض كردم : شما اين همه كلمات بما آموختهايد و به كرّات و مرّات ما را بنده خود ساختهايد ؛ از ادب بنده اين نيست كه دست مولاى خود را ببوسد و بدان تبرّك جويد ؟ !
با تبسّم مليحى فرمودند : ما همه بندگان خدائيم . « 1 » »
« در چندين سال قبل در مشهد مقدّس كه وارد شده بودم براى ديدنشان به منزل ايشان رفتم و ديدم در اطاق روى تشكى نشستهاند ( بعلّت كسالت قلب طبيب دستور داده بود روى زمين سخت ننشينند ) ايشان از روى تشك برخاستند و مرا به نشستن روى آن تعارف كردند . من از نشستن خوددارى كردم . من و ايشان مدّتى هر دو ايستاده بوديم تا بالأخره فرمودند : بنشينيد تا من بايد جملهاى را عرض كنم !
من ادب نموده و اطاعت كرده و نشستم و ايشان نيز روى زمين نشستند و بعد فرمودند : جملهاى را كه ميخواستم عرض كنم اين است كه : « آنجا نرمتر است . » ! « 2 » »
تعابير حضرت آقا از مرحوم علّامه
تعابيرى كه انسان از ديگران به كار مىبرد نمايانگر ديدگاه انسان نسبت به آنهاست . و حضرت آقا گرچه نسبت به همگان ادب اسلامى را رعايت مىنمايند و در رابطه با اساتيد علمى و تربيتى خويش تعابير مختلفى به كار مىبرند ، امّا
هامش
( 1 ) « مهر تابان » ص 107 و
( 2 ) « 801 مهر تابان » ص 82