تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
الهى افراد مختلف در ميزان توجّه و نحوه رفتار ايشان تأثير بسزا داشته است . از اين رو نحوه برخورد استاد با شاگردان خويش علاوه بر آنكه معرّف روح بلند و پرورش يافته ايشان است ميتواند معرّف خوبى براى شناخت احوال شاگردان نيز باشد . گوشه‌هائى از اين رفتار فوق‌العاده مرحوم علّامه با حضرت آقا نشان ميدهد كه نگرش استاد به ايشان نگرشى ديگر بوده است كه نه تنها در مقام تعليم از بذل هيچ امرى دريغ نداشته‌اند ، و نه تنها در مقام تربيت تمام همّت خود را صرف پرورش چنين شاگرد بىنظيرى نموده‌اند ؛ بلكه رفتار ايشان با او بگونه‌اى بود كه وى را ممتاز از ديگران مىنمود . شدّت علاقه متقابل استاد و شاگرد ، ارتباط عميق علمى و عملى در طول هفت سال تحصيل آقا در قم ، استمرار مراودات در طول اقامت در نجف ، و تداوم و تعميق روابط در دورانهاى بعدى زندگى ايشان در طهران و مشهد ، نحوه سخن گفتن و رفتار و مباحثى كه در محورهاى مختلف بين اين دو بزرگوار ردّ و بدل شده است كه در بخش دوّم « مهر تابان » ( مُصاحبات ) آمده است ؛ همه و همه گوشه‌هائى از اين حقيقت را روشن مىسازند . از سوى ديگر هم ، حضرت آقا در طول حيات پر بركت خود شخصيّت‌هاى علمى و عملى فراوانى را ديده‌اند ولى كلماتشان راجع به مرحوم علّامه طباطبائى و رفتارشان نسبت به ايشان در افق ديگرى است كه دقّت در آن نكات فراوانى را رهنمون ميگردد . به عنوان نمونه به دو مورد از بيان خودشان اشاره مىكنيم : « من هر وقت به خدمتشان مىرسيدم بدون استثناء براى بوسيدن دست ايشان خم مىشدم و ايشان دست خود را لاى عبا پنهان ميكردند و چنان حال حيا و خجلت در ايشان پيدا مىشد كه مرا منفعل مىنمود . يكروز عرض كردم : ما براى فيض و بركت و نياز ، دست شما را