و معمولًا هر دو هفته يك بار به قم شرفياب مىشدم و ساعات زيارت و ملاقات با ايشان براى من بسيار ارزنده بود . « 1 » »
ارتباط با مرحوم علّامه در مشهد مقدّس
حضرت آقا پس از سالها جانفشانى در راه دين و تربيت انسانهاى مستعدّ و تحمّل سختىهاى فراوان و بجا گذاردن آثارى پر بركت در طهران به مشهد مقدّس هجرت مىكنند ؛ و در اين دوران نيز روابط با استاد همچنان گرم و صميمى پا برجاست و رفت و آمدها برقرار ، كه به نمونهاى از آن اشاره مىكنيم :
تواضع مرحوم علّامه
« از همان زمان طلبگى ما در قم كه من زياد به منزلشان مىرفتم ، هيچگاه نشد كه بگذارند ما با ايشان به جماعت نماز بخوانيم و اين غصّه در دل مانده بود كه ما جماعت ايشان را ادراك نكردهايم ؛ و از آن زمان تا به حال ، مطلب از اين قرار بوده است . تا در ماه شعبان امسال ( يعنى آخرين ماه شعبانى كه گذشته است و آن در 1401 هجريّه قمريّه مىباشد ) « 2 » كه به مشهد مشرّف شدند و در منزل ما وارد شدند ، ما اطاق ايشان را در كتابخانه قرار داديم تا با مطالعه هر كتابى كه بخواهند روبرو باشند . تا موقع نماز مغرب شد . من سجّاده براى ايشان و يكى از همراهان كه پرستار و مراقب ايشان بود پهن كردم و از اطاق خارج شدم كه خودشان به نماز مشغول شوند و سپس من داخل اطاق شوم و به جماعت اقامه شده اقتدا كنم ؛ چون ميدانستم كه اگر در اطاق باشم ايشان حاضر براى امامت نخواهند شد
هامش
( 1 ) « . مهر تابان » ص 107
( 2 ) با توجّه به اينكه رحلت مرحوم علّامه در هيجده محرّم 1402 مىباشد اين واقعه مربوط به حدود پنج ماه مانده به آخر عمر پر بركت ايشان است .