به نجف اشرف مشرّف شدم و آن جلسه كار خود را ادامه مىداد . و بعدا نيز بعضى از دوستان با كمال علم و ادب چون مرحوم حاج شيخ مرتضى مطهّرى رحمة الله عليه بدان پيوستند و بالنّتيجه كتابى بسيار نافع كه حلّ بسيارى از مسائل خلافى را مىنمود و جلوى مغالطات بسيارى از فرنگى مآبان را ميگرفت تنظيم و بنام « اصول فلسفه و روش رئاليسم » آماده ، و جلد اوّل و دوّم را با پاورقىهاى مفيد و آموزنده آن شهيد مغفور طبع ، و خود حضرت استادِ مؤلّف ، براى حقير به نجف اشرف ارسال فرمودند . « 1 » »
ارتباط با مرحوم علّامه در طهران
معظّمٌ له پس از بازگشت از نجف به طهران و انجام وظيفه در زمينههاى مختلف و خطير كه بطور مفصّل از آن سخن خواهيم گفت ، همچنان ارتباط با علّامه طباطبائى را حفظ نمودند « 2 » و در مواقع تشرّف به قم و تشريف فرمائى مرحوم علّامه به طهران از محضرشان مكرّراً استفاده مىنمودند و باب مراسلات بين اين دو بزرگوار باز بود كه نامههاى متعددّى از مرحوم علّامه طباطبائى به حضرت آقا در اين دوره باقى مانده است .
حضرت آقا خود در اين باره مىفرمايند :
« پس از مراجعت از نجف ( به طهران ) تا به حال وقتى نشد كه خود را بىنياز از تعليم و محضر پر فيضش ببينم . در هر مجلسى كه خدمتشان مىرسيدم آنقدر افاضه رحمت و علم و دانش بود و آنقدر سرشار از حال و وجد و سرور و توحيد بود كه از شدّت حقارت در خود احساس شرمندگى مينمودم
هامش
( 1 ) « . مهر تابان » ص 61 و 62
( 2 ) نمونهاى از اين ارتباط در فصل هشتم ، سفرهاى علمى تحقيقى ، آمده است .