« . . . اينكه من در قسمتهاى فنّى هر ساله شاگرد اوّل بودم ، به جهت اين نبود كه در منزل درس بخوانم ، بلكه همينقدر كه از منزل ميخواستم به مدرسه بروم يكى از كتب دروس را در راه مطالعه ميكردم و هميشه شاگرد اوّل مىشدم . فقط من رسم فنّى ، حساب فنّى ، و رياضيّات را در منزل حل ميكردم ، كه آن هم نمىشد رسم را در بين راه كشيد . . . « 1 » »
دفاع از اسلام و قرآن
نكته مهم آنست كه حضرت آقا از اين موقعيّت علمى حدّاكثر استفاده را در فضاى ضدّ اسلامى آن روز اجتماع مىبردند و در محيط مدرسه كه اسلام زدائى در اوج خود شايع بود با شاگردان و اساتيد و حتّى بالاتر نيز به مناظره و گفتگو مىنشستند . خودشان ميفرمايند :
« . . . در تمام مدّت دوران تحصيل علوم جديد ، برخوردها تصادمها مجادلهها احتجاجات بحثها با بچّههاى مدرسه با معلّمين با بالاترها با كمونيستها با بىدينها و با لا مذهبها داشتيم . و بالأخره در تمام اين مسائل به عنوان مدافع از مذهب و اسلام و اصالت دين و قرآن غوطهور بوديم . « 2 » »
و در قضيّهاى ديگر نمونهاى مشخّص از اين دفاع را به مناسبتى اشاره مىنمايند كه ديدنى است :
« بهترين برهان بر وجوب وجود ، برهان صدّيقين است كه مفادش ، مفاد « بك عرفتك و أنت دللتنى عليك و دعوتنى إليك و لو لا أنت لم أدر ما أنت » است ، و مفاد «
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
» و مفاد «
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
» است . مرحوم حكيم عاليقدر : صدر المتألّهين شيرازى قَدّس الله نفسَه الشّريف در « أسفار » طبع حروفى جلد 6 ، ص 12 تا 26 بحث كافى فرموده است ، و اين برهان را أسدُّ البراهين و أشرفُ البراهين شمرده است .
هامش
( 1 ) « وظيفه فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام » ص 35
( 2 ) همان مصدر