شعر بلند كرد :
ميكده حمّام نيست * سر زده داخل مشو
من در جاى خود خشكم زد ، چند دقيقهاى ايستادم ، آنگاه اجازه داد ، وارد شدم سلام كردم ، جواب داد و گفت : چرا اينجا آمدهاى ؟
گفتم : به همان دليل كه موسى نزد خضر عليهما السّلام رفت .
گفت : ادّعاء بزرگى كردى ، تو مثل حضرت موسى عليه السّلام هستى ؟ گفتم : در مَثل مناقشهاى نيست ، من مثل حضرت موسى در اين جهت كه دنبال تحصيل علمم هستم .
گفت : تو نمىتوانى با من همراه باشى ، ولى من چند دستور به تو مىدهم ، اگر به آنها عمل كردى ، ممكن است پيشرفت فوق العادهاى بكنى . ( 21 )
أوّل : آنكه تا مىتوانى نگذار مردم دورت جمع شوند ، و به هر وسيلهاى كه شده از شهرتطلبى و معروفيّت برحذر باش ، زيرا هر قدر هم كه قوى باشى اين موضوع سدّ راه تو خواهد بود . ( 22 )
دوّم : آنكه كوشش كن نمازها را أوّل وقت بخوانى ، و قلبت را در نماز حفظ كن و نگذار متوجّه به غير خدا گردد .
سوّم : آنكه تمام عشق و علاقه ات را به صاحبان كمال و فضيلت بده و در حقيقت عاشق علم و فضيلت و تقوى باش ، و براى هر چيزى كه خدا امتياز قائل شده تو هم تنها براى همان چيزها امتياز قائل باش . ( 23 )