و سبحات قدسيّهء إلهيّه و بارقههاى قدّوسيّه ، چون يكباره بر سالك وارد شود و او طاقت تحمّل آن را نداشته باشد قالب تهى مىكند ، و نظائر آن كراراً ديده شده است . ولى استاد خبير و بصير اين بارقهها را منظّم مىكند . يعنى سالك را به تدريج و با رفق و مدارا جلو مىبرد ، بطوريكه قبلًا استعداد هر بارقهاى در وجود او متحقّق مىگردد و سپس در اثر توجّه و نياز سالك آن نفحات و بَوارق بر او مىوزد .
و اين حقير ، نيز گمان دارم علّت مرگ مرحوم آقا سيّد علىّ رضوى كه قبلًا ترجمهء أحوالشان گذشت [ ص 189 تا ص 193 از كتاب « پرواز روح » ] همين امر بوده ، چون او نيز استاد نداشته است . و سبب ارتحالشان بنا بر نقل دوست و صديق مداوم ايشان : حضرت حجة الإسلام آقاى حاج سيّد محمّد رضا رضوى لاهيجى أدامَ اللهُ أيّامَ بركاتِه ، سكتهء قلبى بوده است . يعنى نفس در مقام صعود و برخورد با جذبهء إلهيّه طاقت نمىآورد ، لذا بدن را خلع مىكند و ديگر بر نمىگردد و يا قلب را از حركت متوقّف مىسازد و در اين صورت بازگشت موقّت او نيز مثمر ثمر نمىگردد و پس از چند ساعت و يا چند روزى سالك يكسره به عالم بقاء مىرود ؛ و ليكن چون تمام استعدادهاى خود را در فناء در تمام أسماء و صفات إلهيّه به مرحلهء فعليّت در نياورده است ناقص مىميرد ، كه البتّه أجر او بر خدا خواهد بود :
م
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ .
( آيه 100 ، از سورهء 4 : النّسآء )