( 68 ) متكفّل دلائل عقليّه ، مگر غير حكمت متعاليه و علم فلسفه است ؟
. . . . . . . . . . . . . . ص 215 :
به عبارت واضحتر اگر گفتيم همانگونه كه خدا بر مخلوقش احاطهء علمى دارد ، سخن آنها را مىشنود ، از ارادهء قلبى كوچكترين جاندار در كرات بسيار دور اطّلاع دارد و خلاصه چيزى بر او مخفى نيست ، پيغمبر اسلام و اوصياء گراميش هم از همهء اينها اطّلاع دارند و بطور مساوى ( 69 ) چيزى بر آنها مخفى نيست ؛ علاوه بر آنكه كفر نگفتهايم ، به يكى از ضروريّات و اعتقادات حقيقى و مسلّم اسلام هم پى بردهايم .
نگوئيد : پس براى خدا چه باقى مانده ؟ زيرا اين جمله كفر است كه بگوئيم خداى نامحدود فقط احاطه بر مخلوق محدودش دارد .
ولى دربارهء پيغمبر و أوصيائش مىگوئيم : آنها فقط بر مخلوقات خدا احاطه دارند ، احاطهء علمى آنها تنها بر همين محدوده است و از همين محدوده تجاوز نمىكند . ( 70 )
اگر اينچنين نيست پس معنى اين آيات چيست ؟
1 -
وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ
( علم هرچيز را در وجود امام مبين قرار داديم ) .
اگر بخواهيم به اطلاق اين آيه توجّه كنيم علم آنها نا محدود