مىشود ولى عقلْ آن را محدود مىكند ( 71 ) كه قدر مسلّمش علم و احاطه بر ما سوى الله است . . .
( 69 ) علم و اطّلاع أولياى خدا با علم خود خدا به نحو تساوى نيست ، بلكه به نحو آيه و ذوالآيه است ( به نحو صورت مرآتيّه و صاحب صورت ) يك چيز بيشتر نيست ؛ تجلّيگاه آن متعدّد است .
وَ ما الوَجهُ إلّاواحِدٌ غَيرَ أنَّهُ * إذا أنتَ عَدَّدْتَ المَرايا تَعَدَّدا
( 70 ) سؤال و جواب نارسا است . إحاطهء أولياى خدا تنها إحاطهء علميّه نيست ، بلكه إحاطهء عينيّه و خارجيّه است و آنان حقيقتِ أسماء و صفات ذات مقدّس او هستند ، و فرق فقط از ناحيهء آيتيّت و مرآتيّت است .
( 71 ) كلام در إطلاق و تقييد نيست ؛ بلكه هر چيزى كه بتوان بر آن نام شىء را نهاد ، او را خدا در امام مبين إحصاء كرده است .
. . . . . . . . . . . . . . ص 217 :
همهء ما حتّى بعضى از علماء را هم ديدهام كه دائماً به فكر وصل و لقاء حضرت بقيّة اللهاند ، ( 72 ) ولى در بُعد جسمانى و بدنى آن حضرت ؛ زيارت مىخوانند ، حاجت از آن حضرت مىطلبند و معتقدند كه او شنيده و حاجتشان را داده ولى باز هم مىگويند : ما هنوز به خدمتش مشرّف نشدهايم . . .
( 72 ) بايد به فكر وصل و لقاى خداوند متعال بود ؛ زيرا آن أصل است ، و آيات قرآن ما را بدان مقام سوق مىدهد . و وصل و لقاى