. . . . . . . . . . . . . . [ در انتهاى مطالب مربوط به مرحوم حجّة الاسلام آقاى حاج شيخ محمّد كوفى ، در ص 189 ] : ( 63 )
( 63 ) اين حقير چون در نجف أشرف مشرّف بودم و ساليانى براى تحصيل در آن مكان مقدّس معتكف بودم ، لذا از أخيار و أبرار آن مرز و بوم داستانهاى عديدهاى را دربارهء آقا شيخ محمّد كوفى و تشرّف او به محضر مبارك حضرت بقيّة الله أرواحُنا فِداه شنيده بودم ، كه بعضى از آنها بسيار مفصّل و جالب توجّه بود ؛ ولى هيچ گمان نداشتم كه اين حكايات از شخص زندهاى است و او فعلًا حيات دارد و در كوفه ساكن است ، تا يك روز صبح كه براى درس به صحن مطهّر رفته بودم جنازهاى را آوردند و گفتند : اين جنازهء شيخ محمّد كوفى است ؛ رحمة الله عليه .
. . . . . . . . . . . . . . [ در انتهاى مطالب مربوط به مرحوم حجّة الاسلام آقاى شيخ على فريد كاشانى ، در ص 198 ] : ( 64 )
( 64 ) مرحوم آقا شيخ على فريد كاشانى مرد غير متعارفى بود .
در آن مدّتى كه حقير در قم تحصيل مىكردم ايشان نيز آنجا براى تحصيل آمده بودند . استعداد فوق العادهاى داشت . و همان سوز و عشق فراوان او را مىگداخت و محترق مىكرد ؛ و سرانجام به مرگ او منتهى شد .
و شايد سرّ اين رحلت نيز نداشتن استاد بود . زيرا جذبات ربّانيّه
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٨