مىخواهى به محضر حضرت ولىّ عصر عليه السّلام برسى ، از آزار مردم بالأخص أولياء خدا ( 55 ) و مراجع و افرادى كه پناهى جز خدا ندارند ، بخصوص بوسيلهء غيبت و تهمت بپرهيز ؛ و در مجالسى كه اين گناهان انجام مىشود منشين .
( 55 ) الحقّ سفارش مهمّى است ؛ رحمةُ الله عليه رحمةً واسعةً .
. . . . . . . . . . . . . . ص 177 :
روزى يكى از محترمين مشهد كه در خيابان نادرى نزديك ميدان شهدا مغازه دارد نزد من آمد و گفت : دخترى دارم كه در حدود چهارده سال از سنّش مىگذرد ، و همه روزه صبح كه از خواب بر مىخيزد مطالب عجيبى براى ما مىگويد و معتقد است كه ارواح به او آنها را خبر دادهاند و اتّفاقاً اكثرش هم مطابق واقع است .
. . . [ آن دختر ] در يكى از جلسات به من گفت : شما آقاى كوهستانى را مىشناسيد ؟ گفتم : بله خدمتشان ارادت دارم .
گفت : ديشب مرا به خانهء ايشان بردند ، و شروع كرد به توضيح خصوصيّات جادّه و كوچههاى قريهء كوهستان و كيفيّت در ورودى منزل آية الله كوهستانى . . . ولى متأسّفانه وقتى به در اطاق خواب او رسيديم دو نفر مَلَك كه محافظ ايشان بودند از ورودمان جلوگيرى كردند ، و چون ما اصرار كرديم فقط به من اجازه دادند كه از بيرون اطاق او را ببينم ولى او خواب بود .
در اينجا خصوصيّات قيافهء آية الله كوهستانى را شرح داد كه
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٣