مىتوان به خاطر سياهى باطن شيخ ، او را منع و زجر نمود و يا أحياناً او را كشت ؟ آيا سيره و منهاج رسول الله و سائر معصومان چنين بوده است ؟
اينكه از اوّل سلوك ، علماى راستين سفارش به مواظبت أحكام شرعيّه را مىنمايند براى جلوگيرى از اين گونه خطاهاست كه أوّلًا موجب محروميّت نفس خود سالك از چنين فيوضات است ، و ثانياً موجب سدّ راه آن شيخ مىشود كه اگر أحياناً احتمال هدايتى در او باشد اين قبيل رفتارها او را منزجر و متنفّر مىكند ، و ثالثاً موجب إعراض جمعى از همراهان و اهل حال مىشود كه چون وجداناً اين گونه أعمال را معروف نمىدانند بلكه منكر مىشمارند ، ردّ مىكنند .
اين اشتباهات و نظائر آن و أهمّ از آن ، همه در اثر نداشتن استاد و دليل است . و كسانى كه بدون استاد حركت مىكنند ، علاوه بر وقوع در اين مهالك تازه خودشان را مُصيب هم مىدانند .
در اين موضوع شاطبى در كتاب « الموافقات فى اصول الأحكام » كه كتاب استوارى است مطالبى سودمند دارد ، و خوب طرز عمل به مكاشفات را نشان مىدهد كه در چه نوع از مكاشفات انسان مىتواند عمل كند و در چه نوع نمىتواند عمل كند . و اين مطالب را در ج 2 ، از ص 192 تا ص 201 ، ضمن فصل آخر ، مسألهء دهم و مسألهء يازدهم تا آخر مسأله آورده است ؛ گرچه بعضى از كلمات او فىالجمله محلّ تأمّل است .
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٨