شيعيان ما برگهاى درختند پس هر كس خود را به شاخه اى از شاخه هاى آن در آويزد نجات مى يابد و هر كس از دستاويزى به آن روى گرداند در ورطه هلاكت سقوط خواهد نمود و اگر بندهاى خدا را هزار سال در بين صفا و مروه عبادت كند و سپس هزار سال ديگر و سپس هزار سال ديگر تا آنكه مانند مَشكى كهنه و خراب پاشيده گردد ، و با اين عبادات نتواند از محبّت ما در دل خود چيزى بپروراند ، خداوند او را بر بينىاش در ميان آتش در خواهد افكند . سپس حضرت آيه مودّت را تلاوت فرمودند كه مودّت اهل بيت اجر و مزد رسالت است . »
در « تفسير آلوسى » از ابن جُرير از أبى دَيلَم روايت مىكند كه : لَمّا جىءَ بِعَلىِّ بن الحُسين رَضِىَ اللهُ تعالَى عَنهُما أسيرًا فَاقيمَ علَى دَرَجِ دِمَشقَ ، قامَ رجلٌ من أهلِ الشّامِ فقالَ : الحَمدُ لِلّه الذّى قَتَلَكُم وَ اسْتَأْصَلَكُم . فقَالَ لَهُ رَضِىَ اللَهُ تَعَالَى عَنهُ : أَقَرَأْتَ الْقُرْءَانَ ! ؟ قَالَ : نَعَمْ . قَالَ : أَقَرَأْتَ ءَالَ حم ؟ قَالَ : نَعَمْ . قَالَ : مَا قَرَأْتَ
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
؟ قَالَ : فَإنَّكُمْ لَأَنْتُمْ هُمْ ؟ قَالَ : نَعَمْ . « 1 »
أبى ديلم ميگويد : « چون حضرت سجّاد عليه السّلام را در حال اسارت وارد دمشق نمودند و در مكان مرتفعى بر فراز پلّهاى جاى دادند ، مردى از شام گفت : حمد سزاوار خدائى است كه شما را كُشت و خاندان شما را از ريشه برانداخت . حضرت فرمودند : آيا قرآن خواندهاى ! ؟ عرض كرد : بلى . حضرت فرمودند : آيا آل حم را خواندهاى ؟ عرض كرد : بلى . حضرت فرمودند : نخواندهاى اين آيه را از قرآن كه خداوند به پيمبرش خطاب مىكند كه بگو : من از شما هيچ پاداش و مزدى درخواست نمىكنم الّا آنكه با أقرباى من مودّت
هامش
( 1 ) - « روح المعانى » ، ج 25 ، ص 31 ؛ و نيز اين حديث را مرحوم سيّد شرف الدّين در « الفصول المهمّة » ص 221 از طبرانى و از « الصّواعق المحرقة » و غير آنها نقل مىكند .