كنيد ؟ مرد گفت : آيا واقعاً و حتماً شما أقرباى پيغمبريد ؟ آيا راستى شما أقرباىپيغمبريد ؟ حضرت فرمودند : آرى . »
در كتاب « إرشاد » مفيد وارد است كه : چون خبر شهادت حضرت سيّد الشّهداء و اولاد و اصحاب آن حضرت به مدينه رسيد ، خَرَجَتْ امُّ لُقمانَ بنتُ عقيلِ بنِ أبىطالبٍ رحمةُ الله علَيهم حينَ سَمِعَت نَعْىَ الحُسينِ عليه السّلام حاسِرةً و معها أخواتُها : امُّ هانى و أسمآءُ و رَمْلةُ و زينبُ ، بناتُ عقيلِ بنِ أبىطالبٍ رحمةُ اللهِ عليهنّ تَبْكى قَتْلاها بالطَّفِّ و هى تقولُ :
ما ذا تَقولون إن « 1 » قالَ النَّبىُّ لَكُم * ما ذا فَعَلْتُم و أنتُم ءَاخِرُ الأُمَمِ
بِعِتْرَتى و بِأَهْلى بَعدَ مُفْتَقَدى * مِنْهُم اسارَى و قَتْلَى ضُرِّجوا بِدَمِ
ما كانَ هذا جَزآئِى إذ نَصَحْتُ لَكُمْ * أن تَخْلُفونى بِسوءٍ فى ذَوى رَحِمى « 2 »
هامش
( 1 ) - إذ - خ ل .
( 2 ) - « إرشاد » طبع سنگى ، ص 270 ؛ و از طبع دوّم دار المفيد - بيروت ، ج 2 ، ص 124 ؛ [ « وقتى كه امّ لقمان دختر عقيل بن أبىطالب خبر شهادت امام حسين عليه السّلام را شنيد ، خارج شد در حالى كه بىچادر بود و خواهران او : امّ هانى ، أسماء ، رملة و زينب همراه او بودند ، او بر شهيدان خود در كربلا گريه ميكرد و اين أشعار را مىخواند :
چه مىگوئيد در جواب پيامبر اگر به شما بگويد : شما كه آخرين امّتها هستيد چگونه عمل كرديد ؟
بعد از رفتن من چه رفتارى با عترت و اهل من داشتيد ؟ برخى از آنها اسير و بعضى ديگر كشتگانى هستند كه به خون آغشته شدهاند .
اين پاداش من نبود كه با وجود دلسوزى و خير خواهى من براى شما ، نسبت به أقرباى من بد رفتارى كنيد . » ]