جامعهء بشريّت را در همان خطّهاى كه پيغمبر سير ميداده است سير بدهد ؛ و الّا اگر ديگرى كه در اين افق از طهارت قدم نگذارده است بخواهد زمامدارى كند ، او مردم را در راه رسول الله سير نخواهد داد ، بلكه در حدود ادراكات خود در راهى كه خودش طىّ نموده و به نظر خود پسنديده آمده است سير ميدهد ؛ و اين راه با راه رسول الله بطور مسلّم اختلاف زاويهء بسيارى خواهد داشت .
و آيه مباركهء قرآن :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
دلالت بر اين معنى دارد . اين آيه ميخواهد از راه مودّتِ به ذوى القربى ، بشر را در راه أميرالمؤمنين و صدّيقهء كبرى و حسنين عليهم السّلام وارد كند . اين آيه ميخواهد مردم را با حقائق اسلام آشنا بنمايد و بر سرّ نبوّت مطّلع سازد . اين آيه ميخواهد از اصل رسالت نتيجه حاصل شود واسلام ظاهرى را كه به شهادت شهادتين در بين مردم صورت گرفته ، به درجهء كمال بر اساس معرفت امام و وصول به درجهء توحيد برساند . اين آيه ميخواهد راه تمام مردم را منحصر به اهل بيت رحمت كند و آنان را از اين مَنهل سيراب گرداند . اين آيه ميخواهد مردم را در اين صراط كه نزديكترين راه است بسوى سعادت مطلقه و كوتاهترين مسير است به هدف اصلى ، رهبرى نمايد .
و حقّاً چقدر اين معنى بزرگ و پر ارج است كه مزد رسالت شمرده شده است . هيچ حكمى در قرآن مجيد به اندازهء اين حكم ، داراى اين درجه از اعتبار نيست .
اگر مسلمانى به هريك از گناهان دست زند باز اصل و ريشهء اسلام او باقيست ، و روابط قلبيّهء او با نبوّت گسيخته و يكباره گسسته نشده است ، ولى مسلمانى كه بدون مودّت ائمّهء طاهرين باشد و در راه و طريق آنها وارد نشود و از مزاياى روحى و اخلاقى آنان بر اساس ولايت آنها استفاده نكند ، رابطهاش با نبوّت مقطوع ميگردد ؛ چنين كسى اسلامش بلاعقب و نابسامان خواهد بود .