« أبوبكر از دادن إرث رسول الله به فاطمه امتناع ورزيد . فاطمه بسيار غضبناك شد و از او دورى نمود و با او ديگر تكلّم نكرد تا از دنيا رفت . و فاطمه بعد از رسول خدا شش ماه زندگى نمود . چون وفات كرد شوهر او على او را در شب دفن نمود و أبوبكر را خبردار نكرد و خود بر او نماز گزارد . »
عجيب است كه ترمذى در « سنن » به نقل از علىّ بن عيسى ، تكلّم نكردن فاطمه را بطور ماهرانهاى تصحيف و تأويل نموده و خواسته است به جنايت أبوبكر سر و صورتى بدهد . او ميگويد : أبوبكر و عمر به حضرت فاطمه عرض كردند : دختر رسول خدا ! ما كه به تو فدك را نداديم ، به جهت آن بود كه از رسول خدا شنيده بوديم كه ما ارث نمىگذاريم ، لذا فاطمه ديگر با آنها تكلّم نكرد ؛ يعنى كلام آنها را تصديق نمود و در موضوع فدك و طلب ميراث ديگر تكلّم ننمود . « 1 »
اين تأويل و تصحيف ترمذى بسيار بى جا و غلط است ، و در مقابل روايات صحيحهاى كه در « بخارى » و غيره نقل شده كه فاطمه غضبناك شد و ديگر با او ملاقات ننمود و تكلّم نكرد و وصيّت نمود كه او را شب دفن كنند و أبوبكر را براى نماز خبر نكنند تا از دنيا رفت ، اين تأويل و توجيه كجا ميتواند روى جنايات فرزند أبو قُحافه را بپوشاند ؟ !
بارى حضرت فاطمه وصيّت نموده بود كه نه تنها أبوبكر بلكه دخترش عائشه نيز بر او نماز نگزارد . در « اسد الغابة » در شرح حال حضرت فاطمه بعد از وصيّت آن حضرت راجع به كيفيّت ساختن نعش و وصيّت به أسماء ، بنت عُمَيس گويد : فلمّا تُوُفِّيَتْ جآءت عآئشةُ فمَنَعَتْها أسْمآءُ ، فَشكَتْها عآئشةُ إلى
هامش
( 1 ) - « سنن ترمذى » طبع اوّل ، مطبعهء مصطفى البابى الحلبى ( مصر - سنهء 1382 ) تحقيق ابراهيم عطوة ، ج 4 ، ص 157 و 158