فراهم گردد و بتوانند نكاح كنند . « 1 »
استدلال براى كمى فرزند به قِلَّةُ الْعِيَالِ أَحَدُ الْيَسَارَيْنِ
مردود مىباشد
ديده شده است كه بعضى از غير مطّلعين براى رجحان كاهش فرزند استدلال كردهاند به روايت « نهج البلاغة » : قِلَّةُ الْعِيَالِ أَحَدُ الْيَسَارَيْنِ . « 2 » « كمى افراد نانخور انسان يكى از دو وسيله توانگرى مىباشد . »
و ندانستهاند كه : عيال در لغت عرب به معنى فرزند نيست ؛ چه بسا فرزندانى كه نانخور انسان نيستند ، و چه بسا عائلهاى كه فرزند نمىباشند . عيال به معنى نانخور و در تحت عيلوله و مخارج انسان در آمدن است ؛ مانند خادم و خادمه و شاگردان كسب و غلام و كنيز و ميهمانان وارد بر انسان ، و تكفّل مخارج بسيارى از اقوام و محارم و زوجه و امثالها كه تحت مخارج و عيلوله انسان زيست مىكنند . بنابراين نسبت ميان عيال و اولاد ، نسبت عموم و خصوص مِن وجه مىباشد . و منافات ندارد كه ترغيب به كثرت فرزندان شده باشد ؛ با وجود اين ، توصيه شده باشد كه هر چه انسان بتواند افراد تحت عيلوله خويشتن را تقليل كند يك گونه توانائى و توانگرى را حائز گرديده است . اين از يك ناحيه .
و از ناحيه ديگر ، در جمله أَحَدُ الْيَسَارَيْن ، ترغيبى و تحريضى بدان نيست ؛ بلكه توانگرى براى انسان از دو راه تحصيل مىشود : يكى از راه كسب مال و صرف آن بر عائله كثيره ؛ و ديگرى حصر عائله در قلّت با وجود قلّت مال . هر كدام را ميخواهى انتخاب كن ! هذا أوّلاً .
و ثانياً ايشان توجّه نكردهاند به گفتار ديگر مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه السّلام قبل از اين حكمت كه مىفرمايد : تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ . « 3 »
« كمك و مساعدت آسمانى به مقدار مؤونه زندگى و مخارج لازم فرود
هامش
( 1 ) « تفسير بيضاوى » طبع مصر ، دار الكتب العامرة ، ج 2 ، ص 139 و 140
( 2 ) « نهج البلاغة » طبع دكتر صبحى صالح ، باب حكم ، ص 495 ، حكمت 141
( 3 ) همين مصدر ، ص 494 ، حكمت 139