چاههاى آرتزين و چاههاى عميق معمولى و امثالها و حاصلخيز كردن سطح مملكت ؛ به دستور و أمر أكيد ارباب خود آمريكا به تقسيم اراضى پرداخت ، و با آن نقشهء شوم جز خرابى و تباهى و از بين رفتن دِهها و روستاها نتيجهاى عائد نگشت . « 1 »
هامش
( 1 ) در مجلّه « دانشمند » شماره 6 ، مورّخه شهريور 1372 ، ص 61 آورده است : « به سخن ديگر در حالى كه در سال 1335 هر هكتار از اراضى كشاورزى كشور بايد براى 6 / 1 نفر جمعيّت غذا توليد مىكرد ، در سال 1370 تعداد افرادى كه بايد از طريق توليدات يك هكتار در كشور تغذيه شوند به 2 / 3 ( 2 برابر ) افزايش يافته است . » اين گفتار مهندس رسول اف ، معاون طرح و برنامه وزارت كشاورزى است ؛ آنگاه در شرح اين كلام ، خود مجلّه گويد : « البتّه بر كسى پوشيده نيست كه منابع طبيعى بهره بردارى نشده در كشورمان به حدّى است كه با اصلاح تكنولوژى و نظام كشاورزى مىتوانيم استفادهء بهترى از منابع بالقوّهمان بكنيم ، امّا همانگونه كه مهندس رسول اف بيان كرد ، افزايش جمعيّت ، كشور را به سوى دو راهى شومى خواهد برد كه هر راهى را انتخاب كنيم در نهايت به پرتگاه خواهيم افتاد . « رشد جمعيّت اگر با افزايش توليد همراه نباشد به فقر و قحطى و گرسنگى و تباهى منجرّ مىشود ، و اگر كوشش شود كه متناسب با افزايش جمعيّت بر ميزان توليد نيز افزوده شود بنا به تجارب علمى موجود ، با تخريب شديد محيط زيست همراه خواهد بود ، و از اين طريق كلّ حيات كرهء زمين را به مخاطره خواهد انداخت . »
عرض ما هم همين است و غير از اين چيزى نيست . منتهى ما مىگوئيم : شما چرا مانند زن بچّه مرده در گوشهاى نشسته و حركت نمىكنيد ؟ چرا از منابع سرشار و بىشمار اين كشور بهره نمىبريد ؟ چرا روز به روز روستاها را خراب و به صنعتى نمودن شهرها مىافزائيد ؟ چرا به جاى تحصيل علوم اصيل ، تمام وقت جوانان و محصّلين را به نمايشهاى تلويزيونى آنچنانى مشغول مىكنيد ؟ شما براى رفع مسؤوليّت راه ميان بر زدهايد و گفتهايد : به آسانى ملّت را عقيم مىكنيم و نسل كشى را راه مىاندازيم تا از همهء اين ماجراها آسوده گرديم ؟ عزيزم ! اين راه ، راه درست نيست . با نسل كشى مسأله حلّ نمىشود و به ناچار بايد قوّهء فعّالهء كشور را به توليد در سطح عالى و به كشاورزى و دام دارى در سطح راقى در آوريد ، و گرنه اين مهر ذلّت بردگى و استعمار طلبى تا روز قيامت بر پيشانيهايتان خواهد خورد !
به خاطر دارم در كتابى خواندم كه يك نفر از معروفينِ - ظاهراً - كشور فرانسه كه به ايران آمده بود ، در مراجعت گفته بود : « مملكت ايران از جهت جميع امكانات معدنى و صنعتى و زراعتى در حدّ اعلاى كشورهاى جهان است و به خوبى مىتواند در خود دويست ميليون