تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
خود مىباشم . با حضرتعالى از طريق يكى از بستگان نزديكم و تا حدودى مطالعهء كتابهاى شما آشنا شده‌ام . » آنگاه ايشان چند سؤال در باب حشر و كيفيّت معاد جسمانى ، و دربارهء
هامش
بالاخره اين مانتو و شلوار بلند و گشاد بايد استاندارد باشد بطوريكه هر كس برود در دكّانى براى خريد اين لباس و بگويد : من لباس بيرون ميخواهم ، مقدار پارچهء آن مشخّص باشد مثل چادر مشكى كه مثلاً شش متر است . تمام زنهاى ايران اين لباس را بپوشند . كفشها هم خيلى ساده و بدون پاشنهء بلند ، و نرم باشد . بعد يك نفر از همان زنهاى لخت طاغوتى را بياورند در تلويزيون و نشان بدهند و با يكى از اين زنها مقايسه كنند كه اى مردم مسلمان ! براى آزادى ، شرف ، براى دنبال كار رفتن ، حتّى براى آسايش زنان كداميك از اينها بهتر است ؟ آيا زن با آن قسم مىتواند دنبال كار برود ، يا با اين قسم ؟ البتّه اينها اجمال مسأله است . و گفتم كه : اين مطلب در صورتى براى عموم مردم قابل قبول است كه ايشان اوّل دربارهء عيالات خودشان عملى كنند ، نه اينكه خودشان عملى نكنند . و سپس از زنهاى ايران بخواهند كه حجابشان را اينطور كنند . چون ايشان الآن در رأس هستند و فرمايشاتشان نافذ است ، و از ايشان بعنوان رئيس مىپذيرند . اگر بنده و أمثال بنده هزار نفر هم بگويند فائده ندارد ؛ امّا از ايشان قابل قبول است و قابل عمل . » بالجمله حقير رنگ سياه را اختيار نكردم ، چون رنگ سياه شرعاً كراهت دارد ، خواه براى مرد و خواه براى زن و علاوه در پزشكى هم ضرر آن براى اعصاب به ثبوت رسيده است . بارى ، از آنچه گفته شد معلوم مىگردد كه اوّلاً كتاب صديق عزيز و گراميمان مرحوم شهيد مطهّرى ( ره ) دربارهء حجاب ، از جهت اينكه تعيين يك لباس معيار و با تعريف مشخّص بعنوان حجاب اسلامى را ننموده است خالى از خلل نيست ، زيرا اختيار را به دست خود افراد داده است در نتيجه نفوس پر هيجان و احياناً منحرف در تعيين مصداق عدم خودنمائى و عدم تبرّج و رنگ مناسب و تنگ نبودن و كوتاه و بلندى لباس دچار افراط و تفريط شده و كم كم سر از مصاديقى در مىآوردند كه صدق بىحجابى بر آنها سزاوارتر است تا حجاب . و بنده به خود ايشان اين موضوع را تذكّر دادم . ( كتاب « حجاب » ايشان پيش از هشت سالى بود كه با حقير ارتباطى برقرار بود و گرنه مسلّماً اينچنين نمىشد . ) و اين همان مطلبى است كه ما در پيشنهاد خود توسّط ايشان براى حضرت آية الله خمينى به عنوان حجاب معيار و استاندارد به آن نظر داشته‌ايم . و ثانياً : اينكه نويسندهء سرمقاله در ص 18 متذكّر شده است : « از حدود 20 سال پيش تا كنون ، تنها نوشتارهاى تحقيقى در اين مقوله ، كتابهاى ايشان ( مطهّرى ) است و بس . و