تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
را در پى خواهد داشت ! اين حرف ، سخن درستى نمىباشد . چرا ؟ و به چه علّت ؟ و بكدام حكمت ؟ به علّت آنكه در وقت انقلاب ، منظور و مقصود دختر و پسر از تظاهرات و اجتماعات و پائين كشيدن مجسّمهء طاغوت و امثاله ، رسيدن به هدف و از ميان برداشتن كفر و آثار كفر بود . نه پسر توجّهى به دختر داشت ، و نه دختر به پسر . آن هم پسران و دختران پاكدل و مؤمن و با تقوى . مانند اجتماعات آنها در مساجد و در طواف كعبه و در سعى ميان صفا و مروه كه مرد و زن با هم مجتمعند ؛ ميگويند ، ميخروشند ، و ميجوشند ؛ همه و همه متوجّه الله مىباشند و بس . لهذا مىبينيد كه چنان مردها در بعضى اوقات به زنها ميخورند ، و بدنهايشان تماسّ پيدا مىكند ، آن هم بدن لخت مردان در حال طواف ، و ابداً حسّ نمىكنند كه اين اصابت از زن بود يا از مرد بود ؟ ! و يا اصلاً اصابتى صورت گرفت يا نگرفت ؟ ! براى آنكه نه مرد متوجّه هستى خودش است ، نه زن ؛ هر دو متوجّه به حقيقت واحدهء وجود و الله معبود مىباشند . آن متينگها و آن فريادها و آن درهم و برهم‌ها چنين بوده است .

اختلاط پسران و دختران در دانشگاه موجب تشتّت افكار و بالاخره بىسوادى آنهاست

امّا دانشگاه محلّ خلوت است ؛ كلاس درس ، جاى خلوت است . آنجا ديگر جنبهء اشتراك فهم ، تبديل به اختصاص ميگردد . هر دانشجو از دختر و پسر در هستى خود آن هم چه هستىاى ، در عشق سوزان خود آن هم چه عشقى فرورفته است ! پسر در شب حال مطالعه ندارد ، فكر دختر است . دختر خُلق تكلّم با پدر و مادر ندارد ، فكر پسر است . خوب به بن و ريشهء عرائضم ميرسيد ؟ ! سنّ دانشگاهى سنّ قوىترين قوهء شهوت و ميل به جنس مقابل است . يا بايد پسر و دختر بر فكر خود فشار آورد ، نه درس را بفهمد نه بحث را ، نه استاد