به سمعش برسد ، لهذا مرا تكفير نموده است . و شاهد بر كلام من تمام جمعيّت أهل مسجد مىباشند .
ولى فرقى كه ميان آن مرد مكفّر و جناب صاحب سرمقاله است اين مىباشد كه آن مرد نشنيد و تكفير كرد و جناب ايشان ديده و بررسى كرده ، به ايراد مبادرت كردهاند .
سخن حقير در قسمت اوّل كه از « أنوار الملكوت » نقل فرمودهاند اينست :
« بنابراين ، زنان بايد پيوسته يا حامله باشند و يا شير دهند ؛ تا در كاروان انسانيّت ، و حركت به سوى معبود و محبوب ، و قبله مشتاقان و كعبه عاشقان ، و پويندگان به سوى حرم و حريم امن و امان او ، با مردان هماهنگ باشند .
حائض شدن زنان موقعى است كه در اين كاروان نشستهاند و از حركت افتاده و متوقّف گشتهاند . بنابراين ، اصل در زنان عبادت است . يعنى اصل در زنان حَمل و رِضاع است . حيض زنان خلاف اصل است . يعنى عدم حمل و عدم رضاع ، خلاف است . فتأمّل بر اين نكته دقيق !
اين حقير روزى با يكى از پزشكان حاذق و بصير و متعهّد « 1 » كه سخن از اين موضوع به ميان آمده بود گفتم : سلامت و سعادت زن در اينست كه : يا حامله باشد ، و يا بچّه زير پستان خود داشته باشد !
هامش
( 1 ) در تعليقه آوردهام : « دكتر حاج سيّد حميد سجّادى ، از مفاخر چشم پزشكان عصر ما در جهان ؛ كه علاوه بر نبوغ الهى در فنّ چشم پزشكى ، و دارا بودن دو شهادت و گواهى فوق تخصّص در قسمتهاى خَلْفى و قُدّامى چشم ( شبكيّه و قرنيّه ) ، از جوانان مسلمان و خوش فهم و غيور و دلسوز و متعهّد به اسلام و جامعه مسلمين است . چشم راست حقير را كه مبتلا به پارگى شبكيّه ( دكُلْمان ) شده بود ، و از سختترين انواع پارگى بود ( يعنى نعلى شكل دور تا دور پاره شده و فقط از يك نقطه مختصر اتّكاء باقى مانده بود و خطر آن نود و پنج درصد بود ؛ و اين نوع از عمل از مشكلترين اقسام عملى است كه در سطح جهان بر روى چشم انجام ميگيرد ) به فوريّت عمل كرد . زمان عمل هفت ساعت طول كشيد و لِلَّهِ الحَمْدُ وَ لَهُ الشُّكْر عمل در نهايت خوبى انجام ، و منتج نتيجه شد . شَكَرَ اللَهُ مَساعِيَهُ الجَميلَة و أبْقاهُ اللَهُ ذُخْرًا لِلمُسلِمينَ وَ خَتَمَ لَهُ بِالحُسْنَى بِمُحَمَّدٍ وَ ءالِهِ الطّاهِرين . »