اين ديدگاه ، به اتّكاء آيات و رواياتى به اين نتيجه و جمعبندى رو آورده است . از آن جمله تكليف الهى در آيه سوره أحزاب :
« وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ »
[ را ] عامّ گرفتهاند و آن را به معناى خانه نشين تفسير كردهاند و تمامى زنان را ( و نه فقط زنان پيامبر ) مكلّف به آن دستور دانستهاند . « 1 » » « 2 »
نادرست بودن ايراد نويسندهء سرمقالهء مجلّهء « حوزه » به گفتار حقير در « أنوار الملكوت »
اين بود عين عبارات ايشان در اشكال بر گفتار حقير و بر استاد علّامه صاحب تفسير كه ما به جهت روشن شدن پاسخ از خصوصيّات نقل آن دريغ ننموديم .
و ما پاسخشان را در دو مرحله إشكال بر ما و بر حضرت استادمان علّامه ، در دو بحث جدا جدا قرار ميدهيم :
امّا پاسخ از اشكال بر گفتار حقير كه در بحث اوّل مىباشد ، اينست كه : ايشان تمام عبارات و گفتار حقير را نقل ننمودهاند ، برخى را ذكر كرده و برخى را حذف نمودهاند ؛ آنگاه نسبت به آن قسمتى كه مورد شاهد و ايرادشان بوده است ، خرده گرفته و به محاكمه پرداختهاند .
در پاسخشان بايد گفت : واعظى بر فراز منبر سخن ميگفت و در خطبه نخستين خود گفت : أشهَدُ أنْ لا إلهَ إلّا اللَه ؛ در اين حين مردى از شبستان مسجد خارج ميشد و فراز اوّل را شنيد كه أشهدُ أنْ لا إلهَ ؛ در صحن مسجد فرياد برآورد : اين خطيب كافر شده است و شهادت بر عدم خدا داده است . غوغائى بر پا كرد ، مطلب به داروغه كشيد و بر حاكم شهر عرضه داشتند . حاكم ، واعظ را احضار نمود براى محاكمه و اقرار يا بيّنه ، و صورت دعوى باز گفت .
واعظ گفت : من مسلمان و بر آئين توحيد مىباشم و بر فراز منبر در خطبه گفتهام : أشهَدُ أنْ لا إله إلّا اللَه . اين مرد شاكى در وقت خروج از داخل مسجد نيمه اوّل را شنيده است و صبر نكرده است تا نيمه دوّم را هم بشنود و إلّا الله
هامش
( 1 ) « ترجمه رساله بديعه » سيّد محمّد حسين طهرانى ، ص 218
( 2 ) مجلّه « حوزه » ، شمارهء 41 ، ص 13 تا ص 17