اگر زنان متديّن و متشرّع از حوزهء كارهاى اجتماعى لازم زنان فاصله بگيرند و به خانه دارى و بچّه دارى مشغول شوند ، در آينده چه كسانى عهده دار مناصب و مشاغل خاصّ زنان خواهند شد ؟ جز لا اباليان و بىعصمتان !
ساليان سال زنان متديّن جامعه ما بواسطه همين گونه توصيهها خانه نشين شدند و از فضاى تحصيل و ارتقاء باز ماندند ؛ و دختران و زنانى به اين سو آن سو راه يافتند كه بيشتر ، تعلّقات دينى آنان چندان ريشه دار نبود . اكنون بايد خلأ گذشته را جبران كرد تا جامعه زنان متديّن در مناصب و مشاغل مختلف راه بيابند و فضاى ديانت را در بخشهاى مختلف گسترده نمايند . »
در اينجا نويسنده مقاله بحثى را در « ضرورت بازنگرى » در مورد حقوق زنان گشوده است و پس از آن در تحت عنوان « مذاق شريعت » چنين آورده است :
« در مقوله مورد بحث گروهى به اين سمت رو آوردهاند كه از ذائقه شريعت در ارتباط با روابط اجتماعى زنان سخن بگويند . و در مجموع ، قاعده اوّليّه و اصلى را نفى هر گونه آمد و شد شناختهاند و فضيلت را در خانه نشينى يافتهاند و كناره گيرى از اين قانون را يا به عنوان ضرورت تجويز كردهاند و يا در فرض جواز ، از آن به عنوان امرى مكروه و ناپسند ياد نمودهاند و دورى از آن را ترغيب و ترويج نمودهاند .
يكى از بزرگان معارف دينى فرمودهاند :
إنَّ الطَّريقَةَ الْمَرْضِيَّةَ مِنْ [ فِى - صح ] حَيَوةِ الْمَرْأَةِ فى الْإسْلامِ أنْ تَشْتَغِلَ بِتَدْبيرِ امورِ الْمَنْزِلِ الدّاخِليَّةِ وَ تَرْبيَةِ الْأوْلادِ . وَ هَذا [ هذِهِ صح ] وَ إنْ كانَتْ سُنَّةً مَسْنونَةً غَيْرَ مَفْروضَةٍ لَكِنَّ التَّرْغيبَ وَ التَّحْريضَ النَّدْبِىَّ . . . كانَتْ تَحْفَظُ هَذِهِ السُّنَة . « 1 »
روش پسنديده در زندگى زن در اسلام آنست كه به اداره امور داخلى ( منزل ) و تربيت فرزندان مشغول باشد . اين شيوه گرچه واجب نيست ، امّا ترويج و ترغيب استحبابى موجب نگاهداشت اين سنّت شده است .
هامش
( 1 ) « الميزان » علّامه طباطبائى ، ج 2 [ ج 4 صح ] ، ص 351