انتخاب نموده و مختصر و مختارى را از آن ذكر مىنمائيم :
السّيّدة نفيسه : دختر حسن أنور ، پسر زيد أبلج ، پسر علىّ بن أبى طالب عليه السّلام .
مادرش امّ ولد بود و با إسحاق بن جعفر الصّادق عليه السّلام ازدواج كرد .
و إسحاق را مؤتمن ( مورد امانت ) مىگفتند ، و از اهل خير و صلاح و دين و فضل بود ؛ و از او حديث روايت مىشده است . و ابن كاسب هر وقت از وى حديثى روايت مىنمود مىگفت : حدّثنى الثّقة الرّضىّ إسحاق بن جعفر .
محلّ تولّد سيّده نفيسه در مكّهء مكرّمه ، سنهء 145 بود ، امّا در مدينهء طيّبه نشو و نما نمود . و پيوسته به زهد و عبادت مشغول بود . روزها را روزه مىداشت و شبها را به قيام و نماز مىگذرانيد . و از حرم رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم مفارقت نمىكرد . و سى مرتبه حجّ خانهء خدا را بجاى آورد و در اكثرش پياده بود . و بسيار گريه مىكرد و خود را به چادر كعبه مىآويخت و مىگفت :
إلهى و سيّدى و مولاى ! متّعنى و فرّحنى برضاك عنّى ! فلا سبب لى أتسبّب به يحجبك عنّى . « اى خداى من ! و اى آقاى من ! و اى مولاى من ! با رضا و خوشنوديت از من ، مرا شادمان و متمتّع بنما ! چون من وسيلهاى ندارم كه بدان متوسّل شوم تا غضب ترا از من پنهان كند ! » زينب دختر يحيى متوّج كه برادرزادهء او بود مىگويد : من چهل سال در خدمت عمّهام نفيسه بودم ، نديدم وى را شبها بخواند ، و يا روزها غذا بخورد .
به او گفتم : آيا به نفس خودت ارفاق نمىكنى ؟ ! در پاسخ من گفت : چگونه ارفاق كنم درحالىكه در جلوى من كريوههائى است كه از آن نمىتوانند عبور كنند مگر رستگاران .
زينب مىگويد : نفيسه از غير مال شوهرش غذائى را تناول نمىكرد . و او حافظ قرآن و تفسير قرآن بود . قرآن را تلاوت مىنمود و زار زار مىگريست و
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 489
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٨٩