تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
جميع كيفيّات آن . چون داعى بر آن چه از مقرّ و چه از منكر بسيار است . و نيز اشتغال به آن در قدماء و پيشينيان بقدرى معروف است ، چنان كه گفته شده است : كلمه به كلمه آن را ضبط نموده‌اند . بلكه علاوه بر اينها محتمل است مراد از روايت واردهء نزل القرءان على سبعة أحرف « قرآن بر هفت وجه فرودآمده است » همين باشد . همچنان‌كه روايت نقل‌شدهء از « خصال » صدوق بدان اشاره دارد . و علّت ديگر آن اينست كه : هر كلمه‌اى مركّب است از مادّه و هيئت . آنگاه اگر بگوئيم : در قرائت كيفيّت قرآن كه هيئت آنست تواتر نيست ، لازمه‌اش آنست كه بگوئيم : بعضى از قرآن متواتر نيست . و ممكنست كسى بگويد : در نمازها بايد حتما يكى از قرائتهاى دهگانه خوانده شود ؛ چون شهيد در كتاب « ذكرى » تواتر آنها را ادّعا نموده است . و اين دعواى شهيد همان‌طوركه در « جامع المقاصد » اعتراف كرده است ، از نقل اجماع بخبر واحد كمتر نيست . گرچه بعضى در اين مناقشه كرده‌اند كه شهادت شهيد كافى نيست ؛ چون در قرآن كه بايد ثبوتش با علم و يقين باشد ، تواتر شرط است ؛ و ظنّ و گمان كفايت نمىكند ؛ بنابراين آن را بر اجماع نبايد مقايسه نمود . آرى اين قرائتهاى دهگانه براى خود شهيد جائز است ، چون تواترشان براى وى ثابت است . و اگر فرضا تواتر جميع اين قرائتها ثابت نگردد ، قدماى از علماى عامّه و كسانى كه از شيعه در اين مقام سخن گفته‌اند ، مانند فاضل تونى در « وافية الاصول » اجماع نموده‌اند بر عدم جواز قرائت به غير اينها ؛ و اگر چه از قانون و قاعدهء لغت و عربيّت خارج هم نباشد . و در « مفتاح الكرامة » گويد : اصحاب ما رضوان الله عليهم اتّفاق دارند بر عدم جواز خواندن قرآن را به غير قرائت سبعة و يا عشرة ، مگر افراد كمى از