خطبههاى بسيارى وارد است . از جمله مىفرمايد :
فالقرآن آمر زاجر ، و صامت ناطق . حجّة الله على خلقه . أخذ عليه ميثاقهم ، و ارتهن عليهم أنفسهم . أتمّ نوره ، و أكرم به دينه ، و قبض نبيّه صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم و قد فرغ إلى الخلق من أحكام الهدى به .
فعظّموا منه سبحانه ما عظّم من نفسه . فإنّه لم يخف عنكم شيئا من دينه ، و لم يترك شيئا رضيه أو كرهه إلّا و جعل له علما باديا و آية محكمة ، تزجر عنه أو تدعو إليه . فرضاه فيما بقى واحد ، و سخطه فيما بقى واحد . « 1 » « بنابراين ، قرآن امركنندهء بازدارنده است . و ساكت گوياست . حجّت خداست بر خلائقش . خداوند از بندگانش بر آن كتاب ميثاق و پيمان گرفت . و جانهايشان را براى حفظ آن به گرو در آورد . نور قرآن را تامّ و كامل نمود . و بواسطهء آن دينش را با مجد و عظمت كرد . و جان پيامبرش صلّى الله عليه و آله و سلّم را بسوى خود قبض فرمود ، در وقتى كه از بيان احكام هدايت قرآن به خلقش فارغ گرديده بود .
پس شما خداوند سبحانه را به مقدارى كه خودش را در قرآن تعظيم كرده است ، معظّم بشماريد . زيرا كه خداوند چيزى را از دينش از شما پنهان نكرده است . و هيچچيزى را از آنچه شايسته و ناشايسته داشته است ، وانگذارده است مگر آنكه براى آن نشانهاى كه بدان رهنمون شود ، و يا نصّ
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » خطبهء 181 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء شيخ محمّد عبده ، ج 1 ، ص 346 ؛ و از « شرح نهجالبلاغهء ابن أبى الحديد » طبع دار إحياء الكتب العربيّة ، ج 10 ، ص 115