تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
نيستند ، زيرا چون ابر از بين برود و باران منقطع شود و خورشيد غروب كند ، بازهم گياه باقى است . بنابراين ، اينها هيچ‌كدام علّت نيستند ؛ اينها تخم را آماده مىكنند تا خداوند به ارادهء فاعلى خود به آنها صورت و خاصيّت گياهى بخشد . وجود گياه به ارادهء خدا ، و عدمش نيز به ارادهء عدم است . پس خدا علّت فاعلى است . تمام اجسامى را كه به چشم مىبينيم ، پرتوى از موجودات مجرّدند كه آنها را نمىبينيم . و بقاى اجسام به بقاى تابش آنهاست . ابر و برق و باران و برف ، نشانه‌هائى از آن عالم نامرئى است ؛ مانند سپيدهء صبح كه چون در مشرق بدمد ، نويد و نشانه‌اى از خورشيد نامرئى تحت افق است ، و حكايت از نور و ضياء و گرمى آن مىكند . جهان جمله فروغ نور حقّ دان * حق اندر وى ز پيدائى است پنهان « 1 » آية الله شعرانى بعد از شرح مختصرى در اين باره گويد : « عجب دارم از يكى از علماى بزرگ : سيّد مرتضى داعى رازى عليه الرّحمة كه در كتاب « تبصرة العوامّ » اين معنى را سخت انكار كرده ، و به طائفهء حشويّه نسبت داده است و گويد : در قرآن كريم راندن ابر را به باد نسبت داده است نه به فرشته . وانگهى اگر فرشته ابر را ميراند ، محتاج به تازيانه نبودى در راندن ابر . » « 2 » اين بود محصّل كلام دربارهء كتاب و سنّت در مسائل اعتقاديّه . و امّا دربارهء مسائل عمليّه ؛ مثل حكم زنا كه در قرآن كريم وارد است :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ
هامش
( 1 ) - از شيخ محمد شبسترى در « گلشن راز » . ( 2 ) « شرح صحيفهء سجّاديّه » ترجمهء آية الله شعرانى ، ص 124 و 125